ناهید
جلال الدین محمد مولوی

شب شد ای خواجه ز کی آخر آن یار تو کو

غزل شمارهٔ ۲۱۴۵

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

شب شد ای خواجه ز کی آخر آن یار تو کو

یار خوش آواز تو آن خوش دم و شش تار تو کو

یار لطیف تر تو خفته بود در بر تو

خفته کند ناله خوش خفته بیدار تو کو

گاه نماییش رهی گوش بمالیش گهی

دم ز درون تو زند محرم اسرار تو کو

زنده کند هر وطنی ناله کند بی‌دهنی

فتنه هر مرد و زنی همدم گفتار تو کو

دست بنه بر رگ او تیز روان کن تک او

ای دم تو رونق ما رونق بازار تو کو

۵ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها