دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۱
جان شیفتهٔ الست میپنداری
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۲
دیوانه شوی عقل نماند چیزی
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۳
گر بوسه خری بوسه ز من خر باری
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۴
بر گرد جهان خیره چرا میپوئی
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۵
نیک و بد و کفر و پارساییش توی
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۶
گفتم بر ما باش ز صاحب نظری
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۷
میکردم التماس می از ساقی
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۸
امشب به دغل به هر سویی میافتی
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۹
میگفت ترانهای کنار جوئی
رباعی شمارهٔ ۱۸۸۰
و امروز چنین آتش عالم سوزی
رباعی شمارهٔ ۱۸۸۱
او سردتر از فسون خود بود بسی
رباعی شمارهٔ ۱۸۸۲
برهم زدم دوش مر مرا عیاری
رباعی شمارهٔ ۱۸۸۳
امروز چه خوردهای که از دی بتری
رباعی شمارهٔ ۱۸۸۴
گفتا ز درم برو که این دم مستی
رباعی شمارهٔ ۱۸۸۵
افتادهٔ عشق را چه میفرمایی
رباعی شمارهٔ ۱۸۸۶
بیدرد چو گرد از میان برخیزی
رباعی شمارهٔ ۱۸۸۷
از کان وفا چرا جفا میگوئی
رباعی شمارهٔ ۱۸۸۸
کژ کژ به کرشمهای نظر میکردی
رباعی شمارهٔ ۱۸۸۹
گشتم زر ده دهی من از براقی
رباعی شمارهٔ ۱۸۹۰
سرفتنهٔ بزم و بادهخویم کردی
رباعی شمارهٔ ۱۸۹۱
آن زهد نبود مینمود ای ساقی
رباعی شمارهٔ ۱۸۹۲
پرنورتر از تو من ندیدم قمری
رباعی شمارهٔ ۱۸۹۳
رقاص کن دلی و اصل شادی
رباعی شمارهٔ ۱۸۹۴
می خوردم و می خوردم و از دست کسی