رباعی شمارهٔ ۱۸۸۵
اندازهٔ متن
رفتم به طبیب گفتم ای بینائی
افتادهٔ عشق را چه میفرمایی
ترک صفت و محو وجودم فرمود
یعنی که ز هر چه هست بیرون آئی
۲ بیت
رفتم به طبیب گفتم ای بینائی
افتادهٔ عشق را چه میفرمایی
ترک صفت و محو وجودم فرمود
یعنی که ز هر چه هست بیرون آئی
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی