دفتر شعر
۱۶۰ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۱۲
با سرو نباشد این لطافت که تراست
رباعی شمارهٔ ۱۶
بوی گل و بانگ مرغ گلزار خوشست
رباعی شمارهٔ ۳۷
دانی که ز شوقم چه به سر میگذرد؟
رباعی شمارهٔ ۴۸
بیچاره چه اعتماد بر وی باشد؟
رباعی شمارهٔ ۵۲
مرغ دلم از درون به پرواز آمد؟
رباعی شمارهٔ ۵۸
انگشتنمای خلق بودن تا چند؟
رباعی شمارهٔ ۷۱
خاری ز گلستان تو باشم چه شود؟
رباعی شمارهٔ ۱۰۳
وز دوستیت فرار گیرد جانم
رباعی شمارهٔ ۱۰۶
وندر طلبش به سر نپویم چه کنم؟
رباعی شمارهٔ ۱۱۵
ما، دیده به جایی متحیر نگران
رباعی شمارهٔ ۱۱۸
وز روم، کلیسیا به شام آوردن
رباعی شمارهٔ ۱۳۱
یا سرو بدین بلند و خوش بالایی؟
رباعی شمارهٔ ۱۳۳
برگشتی و خون مستمندان خوردی
رباعی شمارهٔ ۱۴۳
تا کی دل ما چو قلب کافر شکنی؟
رباعی شمارهٔ ۱
وآگاهی نیست مردمِ بیرون را
رباعی شمارهٔ ۲
بدخویی تو بر تو نگیرند بیا
رباعی شمارهٔ ۳
صاحبنظران تشنه و وصل تو سراب
رباعی شمارهٔ ۴
درمانش تحمل است و سر پیش انداخت
رباعی شمارهٔ ۵
چون زهد نباشد نتوان زرق فروخت
رباعی شمارهٔ ۶
وز بند غمان خود کنم آزادت»
رباعی شمارهٔ ۷
تا آینه دیگر نگذارند برت
رباعی شمارهٔ ۸
میرفت و منش گرفته دامان در دست
رباعی شمارهٔ ۹
مردم همه از خواب و من از فکر تو مست
رباعی شمارهٔ ۱۰
خوش آن که ز روی تو دلش رفت ز دست