دفتر شعر
۱۶۰ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۱۱
یا جرم ترش بودن آن روی از ماست
رباعی شمارهٔ ۱۲
با سرو نباشد این لطافت که تو راست
رباعی شمارهٔ ۱۳
بحر از دهنت لؤلؤ لالا بُردست
رباعی شمارهٔ ۱۴
بختم به خلاف دشمنان پیروزست
رباعی شمارهٔ ۱۵
و آن روز که با تو میرود نوروزست
رباعی شمارهٔ ۱۶
بوی گل و بانگ مرغ گلزار خوشست
رباعی شمارهٔ ۱۷
جان در قدمش کنم که آرامِ دلست
رباعی شمارهٔ ۱۸
این بار اگرش نگه کنی شیطانست
رباعی شمارهٔ ۱۹
شمع دگران و آتشِ رخت من است
رباعی شمارهٔ ۲۰
گویی به گناه مسخ کردندش پوست
رباعی شمارهٔ ۲۱
هرچ آن به سر آیدم ز دست تو نکوست
رباعی شمارهٔ ۲۲
دشمن ز جفا گو ز تنم برکن پوست
رباعی شمارهٔ ۲۳
وآن را که غم تو کُشت، فاضلتر ازوست
رباعی شمارهٔ ۲۴
کت خوی خوش و بوی خوش و روی نکوست
رباعی شمارهٔ ۲۵
یا مغز برآیدم چو بادام از پوست
رباعی شمارهٔ ۲۶
خوبیش نیرزد به درشتی که دروست
رباعی شمارهٔ ۲۷
وین جان به لب رسیده در بند تو نیست
رباعی شمارهٔ ۲۸
خونابه درون پوست میباید داشت
رباعی شمارهٔ ۲۹
سیلاب محبتم ز دامن بگذشت
رباعی شمارهٔ ۳۰
زیرا که بدو بوسه همی نتوان داد
رباعی شمارهٔ ۳۱
گر خام بوَد اطلس و دیبا گردد
رباعی شمارهٔ ۳۲
سنگ از سر کوهسار در میگردد
رباعی شمارهٔ ۳۳
با دوست به پایان نشنیدیم که برد
رباعی شمارهٔ ۳۴
گر بویی ازان باد صبا بردارد