دفتر شعر
۱۶۰ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۱۰۷
صوفی شوم و گوش به منکر نکنم
رباعی شمارهٔ ۱۰۸
بی عارض گلبوی تو گل بو نکنم
رباعی شمارهٔ ۱۰۹
وآن طلعت آفتاب نورش بینم
رباعی شمارهٔ ۱۱۰
آسایش جان در قدمت میبینم
رباعی شمارهٔ ۱۱۱
من نیز به ذل و حیف تن در ندهم
رباعی شمارهٔ ۱۱۲
دانم که نیوفتد حریف از تو بهم
رباعی شمارهٔ ۱۱۳
صد خرمن شادی به غمی بفروشیم
رباعی شمارهٔ ۱۱۴
پنداشت کزو مرحمتی میجویم
رباعی شمارهٔ ۱۱۵
ما، دیده به جایی متحیر نگران
رباعی شمارهٔ ۱۱۶
تا پیش قدت چنگ زند سرو روان
رباعی شمارهٔ ۱۱۷
ای خصم بگوی هرچه خواهی گفتن
رباعی شمارهٔ ۱۱۸
وز روم، کلیسیا به شام آوردن
رباعی شمارهٔ ۱۱۹
برق آمده و آتش زده خرمن دیدن
رباعی شمارهٔ ۱۲۰
یا دوست گزین به دوستی یا دشمن
رباعی شمارهٔ ۱۲۱
تو دست نمیگذاری از دامن من
رباعی شمارهٔ ۱۲۲
وآن خندهٔ همچو پسته در پوست ببین
رباعی شمارهٔ ۱۲۳
آخر دل آدمی نه سنگست و نه رو
رباعی شمارهٔ ۱۲۴
از شهر برون شویم تنها من و تو
رباعی شمارهٔ ۱۲۵
تو خود شکری پسته و بادام مده
رباعی شمارهٔ ۱۲۶
آه از تو که در وصف نمیآیی آه
رباعی شمارهٔ ۱۲۷
بر دل نزدی عشق تو راه از دیده
رباعی شمارهٔ ۱۲۸
گرینده چو ابر نوبهارم دیده
رباعی شمارهٔ ۱۲۹
وین دلشده را به عشوه آرامی ده
رباعی شمارهٔ ۱۳۰
ما بیخبر از عشق و خبر سوی تو نه