دفتر شعر
۵۴ شعر در این دفتر
شب تار است ساقی! ساغرت کو؟فروغ ماه و نور اخترت کو؟
افسوس که زندگی دمی بود و غمیقلبی و شکنجهای و چشمی و نمی
ای سرو روان که نخل امید منیوی مایهٔ جان که عمر جاوید منی
در باغ جهان تو هم گل زیباییبویا و دلانگیز و چمنآرایی
چه باشد زندگانی را بهاییفسرده از نمی، خشک از هوایی
از بس خوش و مست و دلربا میآییچون باد بهار جانفزا میآیی