دفتر شعر
۴۲۳ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۳۸۳
لیک خویت قدری بهتر ازین بایستی
شمارهٔ ۳۸۴
وه! چه نگار طرفه ای! طرفه نگار کیستی؟
شمارهٔ ۳۸۵
ما بنده توایم، تو سلطان کیستی؟
شمارهٔ ۳۸۶
بارک الله! که: کرمها کردی
شمارهٔ ۳۸۷
کاش میبودی و صدگونه جفا میکردی،
شمارهٔ ۳۸۸
از جلوه های ناز خرامان خوش آمدی
شمارهٔ ۳۸۹
دل بی تو بجان بود، تو جانان که بودی؟
شمارهٔ ۳۹۰
شوخ چشمی، تیز خشمی، ظالمی، غارتگری
شمارهٔ ۳۹۱
مگر این بخت به خوابست و ندارد خبری؟
شمارهٔ ۳۹۲
روزی به چشم لطف برین بنده بنگری
شمارهٔ ۳۹۳
وگر نزدیک میآیم تو خود را دور میداری
شمارهٔ ۳۹۴
تو شوق گوی بازی داری و من شوق سربازی
شمارهٔ ۳۹۵
نشاید زنده بود اکنون که: جانی داشتم روزی
شمارهٔ ۳۹۶
چو روز من سیه است، از سحر چه میپرسی؟
شمارهٔ ۳۹۷
بلکه زین گونه جفا هم نشنیدست کسی
شمارهٔ ۳۹۸
امکان صبر نیست، دگر چون کند کسی؟
شمارهٔ ۳۹۹
عشقست و صد هزار بلا، چون کند کسی؟
شمارهٔ ۴۰۰
جان اگر نیست و گر هست تویی جان کسی
شمارهٔ ۴۰۱
نموده نرگس مستت هزار بی باکی
شمارهٔ ۴۰۲
وین جفاهای تو بر عاشق مسکین تا کی؟
شمارهٔ ۴۰۳
هم اجل، چون عمر، ما را بر سرآید کاشکی!
شمارهٔ ۴۰۴
گه گهی با عاشق خود یار بودی کاشکی!
شمارهٔ ۴۰۵
یا نبودی آخر این داغ جدایی کاشکی!
شمارهٔ ۴۰۶
عالم از ناز تو پر شد، نازنین عالمی