دفتر شعر
۱۴۹ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۹۶
گریستنش چه باید که شد جهان پدرام
شمارهٔ ۹۷
سیاست تو ندارد بر آسمان بهرام
شمارهٔ ۹۸
بملک داد سر تیغ او قرار و قوام
شمارهٔ ۹۹
علوم را درجات و نجوم را احکام
شمارهٔ ۱۰۰
ز دولت اصل و ز حق صحبت وز فخر سنام
شمارهٔ ۱۰۱
بخلق زهد و امان و بدین صلاح و نظام
شمارهٔ ۱۰۲
جنگ ایشان عجز گشت و سحر ایشان بادزم
شمارهٔ ۱۰۳
مرا کشت و پیچید بر جان من
شمارهٔ ۱۰۴
بکرد با سیر پاک تو هنر پیمان
شمارهٔ ۱۰۵
جهود و گبر و ترسا و مسلمان
شمارهٔ ۱۰۶
در جهان هرگز که دید از چیز ناپیدا نشان
شمارهٔ ۱۰۷
بر شاه جهاندار فری باد و همایون
شمارهٔ ۱۰۸
وز فرّ و هنر بینم بر دیزۀ تو یون
شمارهٔ ۱۰۹
بیخش همه روئین بود و شاخ طبر خون
شمارهٔ ۱۱۰
فکند تیغ یمانش رخش در عمان
شمارهٔ ۱۱۱
چنان نمود که تاری شب از مه آبان
شمارهٔ ۱۱۲
بهر شبی و سپارد بناقد وزّان
شمارهٔ ۱۱۳
همی زنند شب و روز ماه بر کوهان
شمارهٔ ۱۱۴
سمن را ز پیلسته سازد ستون
شمارهٔ ۱۱۵
سپاهش بر نگیرد هفت گردون
شمارهٔ ۱۱۶
زان دوستان بفخر و ازین دشمنان شمان
شمارهٔ ۱۱۷
زرّین شدست روی من و روی بوستان
شمارهٔ ۱۱۸
چون زرّ خفچه برگ درختان بوستان
شمارهٔ ۱۱۹
دریاست مدح گوی خداوند را دهان