دفتر شعر
۱۴۹ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱۲۰
بر چشم چشمه دارد و بر چهره زعفران
شمارهٔ ۱۲۱
او داده سود بیند و نا داده را زیان
شمارهٔ ۱۲۲
وان چه جرّاره است خفته سال و مه بر گل ستان
شمارهٔ ۱۲۳
سایهٔ یزدان شه کشور ده کشورسِتان
شمارهٔ ۱۲۴
آنکه آن فربه سرینش بنگر و لاغر میان
شمارهٔ ۱۲۵
چن اندر رستخیز آنکس کجا گویندۀ بهتان
شمارهٔ ۱۲۶
شکسته شد از و لشکر ولیکن لشکر ایشان
شمارهٔ ۱۲۷
غمگین دل ما دارد ، دارد دل ما غمگین
شمارهٔ ۱۲۸
سبز خنگ چرخ پیش قدر او پالادۀ
شمارهٔ ۱۲۹
ز هیچ باغ درخت و ز هیچ راغ گیاه
شمارهٔ ۱۳۰
بهر غفچی بر از فر خسته پنجاه
شمارهٔ ۱۳۱
که زرین کنی سندل و چاچله
شمارهٔ ۱۳۲
چمنهاش پر لاله و چاوله
شمارهٔ ۱۳۳
چه آزاد و بنده چه خرد و چه رنده
شمارهٔ ۱۳۴
بر او بر کژدم جرّاره خفته
شمارهٔ ۱۳۵
هم شمع سرای من و هم پشت سپاهی
شمارهٔ ۱۳۶
هم سرو مشک زلفی و هم ماه گلرخی
شمارهٔ ۱۳۷
ازو گشت پر مشک مشکوی و کوی
شمارهٔ ۱۳۸
گل به بوی غالیه سنبل به بار آرد همی
شمارهٔ ۱۳۹
گوید نتوان کرد ز یک نقطه دهانی
شمارهٔ ۱۴۰
جز وی همه تو بخشی و کلی همه خدای
شمارهٔ ۱۴۱
خرشید یکی ذرّه ز نور قمرستی
شمارهٔ ۱۴۲
بدین زره ببری و بدان ز ره ببری
شمارهٔ ۱۴۳
بینی علم علم تو بهر دشت و کردری