گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۲۷۹
جنت اگر چه خوب است ز این خوبتر نباشد
شمارهٔ ۲۸۰
چو خورشیدم دگر آغاز من انجام من باشد
شمارهٔ ۲۸۱
چو مرده ای است که او زنده در کفن باشد
شمارهٔ ۲۸۲
آیا که چنین گفتم در روی زمین باشد
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶
بد و نیک و غم و شادی همه آخر گردد
شمارهٔ ۲۸۳
از خانه دیوانه خبر داشته باشد
شمارهٔ ۲۸۴
ور آشتی است در دل جور و جفا چه باشد
شمارهٔ ۲۸۵
که صد بار سر زیر پا دیده باشد
شمارهٔ ۲۸۶
غبار آینه را اعتبار پیدا شد
شمارهٔ ۲۸۷
معموره ها ز دولت خوبان خراب شد
شمارهٔ ۲۸۸
آن دسترس کجاست که کس نقش جان کشد
شمارهٔ ۲۸۹
روی گل شرمندگی از چشم شبنم می کشد
شمارهٔ ۲۹۰
از پا فتاده تنگی دامان نمی کشد
شمارهٔ ۲۹۱
با اسیران سر آن کوی احسانت چه شد
شمارهٔ ۲۹۲
شاخ سنبل را شکستی خاطر گل تازه شد
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷
ماند خاکستری از دفتر و طوماری چند
شمارهٔ ۲۹۳
که عاقل وجد می آرد از او دیوانه می رقصد
شمارهٔ ۲۹۴
خار ماهی کی به چشم موج دریا می خلد
شمارهٔ ۲۹۵
همای رفته ز بخت بلند باز آمد
شمارهٔ ۲۹۶
رنگ بر روی گل و فاخته را جان آمد
شمارهٔ ۲۹۷
سرشکم در کنار آمد نیامد
شمارهٔ ۲۹۸
از نیستان محبت ناله بیرون می دمد
شمارهٔ ۲۹۹
صنعت این است که بی زیر و زبر باید خواند
شمارهٔ ۳۰۰
حرف حق را در میان خلق بالا کرده اند