گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۲۹۶
رنگ بر روی گل و فاخته را جان آمد
شمارهٔ ۲۹۷
سرشکم در کنار آمد نیامد
شمارهٔ ۲۹۸
از نیستان محبت ناله بیرون می دمد
شمارهٔ ۲۹۹
صنعت این است که بی زیر و زبر باید خواند
شمارهٔ ۳۰۰
حرف حق را در میان خلق بالا کرده اند
شمارهٔ ۳۰۱
دل سرگشته و چشم نگرانم دادند
شمارهٔ ۳۰۲
دایما در عرق از گرمی بازار خودند
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸
بسی کار دشوار ک آسان کنند
شمارهٔ ۳۰۳
چو داغ لاله چراغ سر مزار خودند
شمارهٔ ۳۰۴
رهنوردانی که اول پی به منزل می برند
شمارهٔ ۳۰۵
عاشقان بیشتر از گرمی صحبت سوزند
شمارهٔ ۳۰۶
بیشتر از همه کس سوختگان می سوزند
شمارهٔ ۳۰۷
سکه همت به روی مهر و اختر می زند
شمارهٔ ۳۰۸
صد موج بوسه بر لب خاموش می زند
شمارهٔ ۳۰۹
می کشد میدان و هردم سر به ساحل می زند
شمارهٔ ۳۱۰
بوریاباف تو زردوزی کند
شمارهٔ ۳۱۱
بهر مطلع مصرع برجسته پیدا می کند
شمارهٔ ۳۱۲
هر خانه را خیال تو پرنور می کند
شمارهٔ ۳۱۳
دل را کباب شعله آواز می کند
شمارهٔ ۳۱۴
بر حال خویش گریه به ما خنده می کند
شمارهٔ ۳۱۵
خورشید در خرابه ما جلوه می کند
شمارهٔ ۳۱۶
آنچه با ما آشکارا یار جانی می کند
شمارهٔ ۳۱۷
یقین قماش کفن به ز نقد جان دانند
شمارهٔ ۳۱۸
ایشان به بردن دل ما ناز می کنند