گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۳۱۳
دل را کباب شعله آواز می کند
شمارهٔ ۳۱۴
بر حال خویش گریه به ما خنده می کند
شمارهٔ ۳۱۵
خورشید در خرابه ما جلوه می کند
شمارهٔ ۳۱۶
آنچه با ما آشکارا یار جانی می کند
شمارهٔ ۳۱۷
یقین قماش کفن به ز نقد جان دانند
شمارهٔ ۳۱۸
ایشان به بردن دل ما ناز می کنند
شمارهٔ ۳۱۹
اهل دل از راه دل دل پرسی هم می کنند
شمارهٔ ۳۲۰
گردند خود دلیل و چو شمع از میان روند
شمارهٔ ۳۲۱
گرفتار در دست قاتل نشیند
شمارهٔ ۳۲۲
تا به کی در فکر و ذکر آن و این خواهیم بود
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰
آنکو وجود پاک نیالاید
شمارهٔ ۳۲۳
در غم روی تو آشفته تر از موی تو بود
شمارهٔ ۳۲۴
در چنگ انفعال دلش ریش و خسته بود
شمارهٔ ۳۲۵
درد ما از نازکی درمان نمی گیرد به خود
شمارهٔ ۳۲۶
یا خدا آتش من آب شود
شمارهٔ ۳۲۷
فتنه را مصلحت آن نیست که بیدار شود
شمارهٔ ۳۲۸
طوطی عقل ز هر آینه گویا نشود
شمارهٔ ۳۲۹
کج گذارد آن که پا در راه اقدم کی شود
شمارهٔ ۳۳۰
از غبار راه یوسف کور بینا می شود
شمارهٔ ۳۳۱
لاله داغ از شعله آواز بلبل می شود
شمارهٔ ۳۳۲
که زشت آینه باصفا نمی خواهد
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱
نور بودیم و شدیم از کار ناهنجار نار
شمارهٔ ۳۳۳
نمی دانم چه ها آن آشنا بیگانه می خواهد
شمارهٔ ۳۳۴
رفیق نوح ای جان مرد طوفان دیده می باید