گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۷۱
هزار شکر که دل در مقام صبر و رضاست
شمارهٔ ۷۲
این جمالیست که از جمله جهان جان تر است
شمارهٔ ۷۳
در طور عشق شیوه مستان کبریاست
شمارهٔ ۷۴
که جمالش همگی نور دل و دیده ماست
شمارهٔ ۷۵
یعنی جان ها در بقای حق فناست
شمارهٔ ۷۶
سر بکوب آنرا که سرش نیست راست
شمارهٔ ۷۷
تا بگویم بیقین منزل آن یار کجاست
شمارهٔ ۷۸
قصه طغیان ز حد شد سوره غفران کجاست
شمارهٔ ۷۹
یک دل که ایمنست ز غم در جهان کجاست
شمارهٔ ۸۰
در غار وحدتیم و همو یار غار ماست
شمارهٔ ۸۱
این کار اگر برآید پس کار کار ماست
شمارهٔ ۸۲
اقبال یافتیم و سعادت غلام ماست
شمارهٔ ۸۳
دل ارغنون و روی تو چون ارغوان ماست
شمارهٔ ۸۴
اشک سرخم بر رخ زرد آشکار افتاده است
شمارهٔ ۸۵
در حال ما نمی نگری این چه عادتست
شمارهٔ ۸۶
جان را نگاه دار که جان یار غارتست
شمارهٔ ۸۷
گر عقل رفت جرعه ما در سبوی تست
شمارهٔ ۸۸
عاشق روی تو از هر دو جهان آزادست
شمارهٔ ۸۹
کنون که خون دلم ریخت جان و دل بر دست
به سر خاک پدر دخترکیصورت و سینه به ناخن می خست
شمارهٔ ۹۰
جان چه نوشید که پیمانه اسرار شدست
شمارهٔ ۹۱
جرعه ما قلزم و عمان شدست
شمارهٔ ۹۲
بخت تو بلندست و زیانها همه سودست
شمارهٔ ۹۳
صد گونه بلا بر من درویش رسیدست