گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۸۱
این کار اگر برآید پس کار کار ماست
شمارهٔ ۸۲
اقبال یافتیم و سعادت غلام ماست
شمارهٔ ۸۳
دل ارغنون و روی تو چون ارغوان ماست
شمارهٔ ۸۴
اشک سرخم بر رخ زرد آشکار افتاده است
شمارهٔ ۸۵
در حال ما نمی نگری این چه عادتست
شمارهٔ ۸۶
جان را نگاه دار که جان یار غارتست
شمارهٔ ۸۷
گر عقل رفت جرعه ما در سبوی تست
شمارهٔ ۸۸
عاشق روی تو از هر دو جهان آزادست
شمارهٔ ۸۹
کنون که خون دلم ریخت جان و دل بر دست
به سر خاک پدر دخترکیصورت و سینه به ناخن می خست
شمارهٔ ۹۰
جان چه نوشید که پیمانه اسرار شدست
شمارهٔ ۹۱
جرعه ما قلزم و عمان شدست
شمارهٔ ۹۲
بخت تو بلندست و زیانها همه سودست
شمارهٔ ۹۳
صد گونه بلا بر من درویش رسیدست
شمارهٔ ۹۴
اعراض گر کند بهمه روی کافرست
شمارهٔ ۹۵
حسن تو مظهر آمد و عشاق مظهرست
شمارهٔ ۹۶
بهرجایی که هست آن یار غارست
شمارهٔ ۹۷
حیات صادقان با روی یارست
شمارهٔ ۹۸
بزیر پرده مگر خویش را خریدارست
شمارهٔ ۹۹
ذوق جان دارد و خوش در طلب مسرورست
دید موری در رهی پیلی سترگگفت باید بود چون پیلان بزرگ
شمارهٔ ۱۰۰
پیش دریای کرم توبه من محصورست
شمارهٔ ۱۰۱
عالم همه پر عنبر سارا و عبیرست
شمارهٔ ۱۰۲
بنشین بدر میکده کان خانه رازست