گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
رسم نو بین که شهریار نهادقبله مان سوی شهر یار نهاد
سیبکی نیم سرخ و نیمی زرداز گل و زعفران حکایت کرد
سیبکی نیم سرخ و نیمی زردزعفران لاله را حکایت کرد
دیدهها شب فراز باید کردروز شد دیده باز باید کرد
عشق تو مست و کف زنانم کردمستم و بیخودم چه دانم کرد
عاشقانی که باخبر میرندپیش معشوق چون شکر میرند
صوفیان در دمی دو عید کنندعنکبوتان مگس قدید کنند
گر تو را بخت یار خواهد بودعشق را با تو کار خواهد بود
آتش افکند در جهان جمشیداز پس چار پرده چون خورشید
خسروانی که فتنهای چینیدفتنه برخاست هیچ ننشینید
عید بر عاشقان مبارک بادعاشقان عیدتان مبارک باد
زندگانی صدر عالی بادایزدش پاسبان و کالی باد
شاهدی بین که در زمانه بزادبت و بتخانه را به باد بداد
مادر عشق طفل عاشق راپیش سلطان بیامان نبرد
شعر من نان مصر را ماندشب بر او بگذرد نتانی خورد
یوسف آخرزمان خرامان شدشکر و شهد مصر ارزان شد
هر کی در ذوقِ عشق دنگ آمدنیک فارغ ز نام و ننگ آمد
هین که هنگام صابران آمدوقت سختی و امتحان آمد
هر که بهر تو انتظار کندبخت و اقبال را شکار کند
عشق را جان بیقرار بودیاد جان پیش عشق عار بود
هر که را ذوق دین پدید آیدشهد دنیاش کی لذیذ آید
بوی دلدار ما نمیآیدطوطی این جا شکر نمیخاید
صبر با عشق بس نمیآیدعقل فریادرس نمیآید
من بسازم ولیک کی شایدزاغ با طوطیان شکر خاید