گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۳۱۸
خواستم مرگ خود اما بر نیامد جان من
شمارهٔ ۳۱۹
به جز من و تو نباشد همین تو باشی و من
شمارهٔ ۳۲۰
ولی لطف از برای دیگران قهر از برای من
شمارهٔ ۳۲۱
راست چون تیر آمد و بنشست در پهلوی من
شمارهٔ ۳۲۲
وزان نم لاله خونین برآورده علم بیرون
شمارهٔ ۳۲۳
که می آید هلال ابروی من از خانه کم بیرون
شمارهٔ ۳۲۴
دردمندان را نمی پرسی چه استغناست این
شمارهٔ ۳۲۵
ز آتش آب می جویی تمنای محالست این
شمارهٔ ۳۲۷
بغیر عشق چه ورزم چه کار بهتر ازین
شمارهٔ ۳۲۸
سالها شد کز خدا می خواستم روزی چنین
شمارهٔ ۳۲۹
عاشق روی توام با هر که می خواهی بگو
شمارهٔ ۳۳۱
مرا این درد کشت آیا که گوید درد من با او
شمارهٔ ۳۳۲
که سرو ناز تواند شدن برابر او
شمارهٔ ۳۳۳
کاش فردا جان برون آید به استقبال او
شمارهٔ ۳۳۴
باشد که بجایی برسم در قدم او
شمارهٔ ۳۳۶
تا بر سر من پا نهد یا سر نهم بر پای او
شمارهٔ ۳۳۸
گاه از داغ تو مینالیم و گاه از دست تو
شمارهٔ ۳۳۹
حال من بر همه پیداست چه پنهان از تو
شمارهٔ ۳۴۰
نمیدانم چه عمرست این دریغ و درد و آه از تو
شمارهٔ ۳۴۱
این یکی حیران من میگشت و آن حیران تو
شمارهٔ ۳۴۳
تا کی جفا کشم به امید وفای تو
شمارهٔ ۳۴۴
بنه پا بر سرم تا سر نهم بر خاک پای تو
شمارهٔ ۳۴۵
ای خاک بر سرم که نشد خاک پای تو
شمارهٔ ۳۴۶
تا هر قدم بدیده کشم خاک کوی تو