گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۲۸۷
خلق مه جویند و ما نظاره ماهی کنیم
شمارهٔ ۲۸۸
هر چه گویم همه داری ز کدامت گویم
شمارهٔ ۲۹۰
بلکه گدایی تو شد موجب پادشاهی ام
شمارهٔ ۲۹۱
خوبان همه شاهند و تو شاه همه خوبان
شمارهٔ ۲۹۲
من ز درد تو هلاک و تو دوای دگران
شمارهٔ ۲۹۳
دامن چون تو گلی حیف که گیرند خسان
شمارهٔ ۲۹۵
هست چون نازک نهالی از درخت ارغوان
شمارهٔ ۲۹۸
خواهمش دیدن و حیران شدن و جان دادن
شمارهٔ ۲۹۹
هزار بار برای تو می توان مردن
شمارهٔ ۳۰۰
سنبل تر پنجه بر روی سمن خواهد زدن
شمارهٔ ۳۰۱
در زیر سایه تربیت آفتاب کن
شمارهٔ ۳۰۳
دردمندان را بدرد نو مبارک باد کن
شمارهٔ ۳۰۴
خود را و ما را بیش ازین در عاشقی رسوا مکن
شمارهٔ ۳۰۶
چشمی بگشا سوی غریبان نظری کن
شمارهٔ ۳۰۷
اما بشرط آنکه نگردی رقیب من
شمارهٔ ۳۰۸
ساخت ظاهر درد دل را اشک و رنگ زرد من
شمارهٔ ۳۰۹
از تو قطعا نگسلد سر رشته پیوند من
شمارهٔ ۳۱۰
که جز هوای وصال تو نیست در سر من
شمارهٔ ۳۱۱
از گریه بر سر افتاد ای خاک بر سر من
شمارهٔ ۳۱۲
ای وای بر من و دل امیدوار من
شمارهٔ ۳۱۳
در پیش عزیزان جهان خوارتر از من
شمارهٔ ۳۱۴
اجل کجاست که بس مشکلست مشکل من
شمارهٔ ۳۱۵
چند روزی بوفا کوش برای دل من
شمارهٔ ۳۱۶
لطف کن برخیز و بنشین بر کنار چشم من