گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۲۵۳
بوی پیراهن یوسف شنوند از کفنم
شمارهٔ ۲۵۴
باز چون فردا شود امروز را فردا کنم
شمارهٔ ۲۵۵
رویش بدین بهانه مگر سوی خود کنم
شمارهٔ ۲۵۶
لیک از خوی تو می ترسم ندانم چون کنم
شمارهٔ ۲۵۷
غم را ز دل برون نتوان کرد چون کنم
شمارهٔ ۲۵۸
دیگر نماند جای نفس آه چون کنم
شمارهٔ ۲۵۹
گرفتد دوری معاذالله صبوری چون کنم
شمارهٔ ۲۶۰
من سگ آن آستانم بی وفایی چون کنم
شمارهٔ ۲۶۱
بود و نابود همه در سر کار تو کنم
شمارهٔ ۲۶۲
چو نیست گلرخ من لاله زار را چه کنم
شمارهٔ ۲۶۳
بجان رسید و بجانان نمیرسد چه کنم
شمارهٔ ۲۶۴
چاره صبرست ولی صبر ندارم چه کنم
شمارهٔ ۲۶۵
من چنین یار چنان آه ندانم چه کنم
شمارهٔ ۲۶۶
اگر بدست من افتد هزار پاره کنم
شمارهٔ ۲۶۸
که در برابرت آیم صباح روی تو بینم
شمارهٔ ۲۶۹
شوم بی هوش و نتوانم که یک بار دگر بینم
شمارهٔ ۲۷۱
دل پی او رفت و من هم از پی دل می روم
شمارهٔ ۲۷۲
خنجر عاشق کشی برکش که قربانت شوم
شمارهٔ ۲۷۳
نازکی های گل روی ترا بنده شوم
شمارهٔ ۲۷۴
لیک می ترسم از آن روز که دیوانه شوم
شمارهٔ ۲۷۵
که فردا برنخیزم بلکه فردای قیامت هم
شمارهٔ ۲۷۶
چون تویی هرگز نبودست و نخواهد بود هم
شمارهٔ ۲۷۸
بمراد دل ازین درد و الم باز رهم
شمارهٔ ۲۸۱
امروز در شمایل خوب تو دیده ایم