گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۲۲۵
چنان که هجر تو می خواست آنچنان شده ام
شمارهٔ ۲۲۶
گریان در اشتیاق وصال تو بوده ام
شمارهٔ ۲۲۷
تو شمع بزم کسانی و من در آتش و آبم
شمارهٔ ۲۲۸
به امید وفا بر خود جفا کردم ندانستم
شمارهٔ ۲۲۹
وز شوق تو آهی زنم و بی خبر افتم
شمارهٔ ۲۳۰
بهر جا پا نهی از شوق پا بوست بسر غلتم
شمارهٔ ۲۳۱
وگر چون گرد بر بادم دهی گرد سرت گردم
شمارهٔ ۲۳۲
بسی امیدوارم آه اگر نومید برگردم
شمارهٔ ۲۳۳
قربان خودم ساز که قربان تو گردم
شمارهٔ ۲۳۴
که خاک درگه دیر فلک اساس شدم
شمارهٔ ۲۳۵
می خرامیدی و من در قدمت می بودم
شمارهٔ ۲۳۶
ازین دو روزه حیاتی که هست بیزارم
شمارهٔ ۲۳۷
هر کجا ناخوشیی هست به او خوش دارم
شمارهٔ ۲۳۸
از خود گله ای دارم و از یار ندارم
شمارهٔ ۲۳۹
گشته ام پیر ولی عشق جوانی دارم
شمارهٔ ۲۴۰
چون رسم پیش تو نتوانم از آنجا گذرم
شمارهٔ ۲۴۱
هر چند کنی زنده دگر بار بمیرم
شمارهٔ ۲۴۲
که زنده گردم و بار دگر برای تو میرم
شمارهٔ ۲۴۳
ز بیم غیر نتوانم نظر سوی تو اندازم
شمارهٔ ۲۴۴
ازو باری چرا گوید کسی جایی که من باشم
شمارهٔ ۲۴۶
بصبر کوشم و خرسند با خیال تو باشم
شمارهٔ ۲۴۷
در خاک شوم خاک سر کوی تو باشم
شمارهٔ ۲۵۰
بگذارید که حسرت خورم و آه کشم
شمارهٔ ۲۵۱
سروی بنشانید روان بر سر خاکم