ناهید
هلالی جغتایی

هر شب بسر کوی تو از پای در افتم

شمارهٔ ۲۲۹

غزلیات

اندازهٔ متن۲

هر شب بسر کوی تو از پای در افتم

وز شوق تو آهی زنم و بی خبر افتم

گر بار غم اینست، که من میکشم از تو

بالله! که اگر کوه شوم از کمر افتم

خواهم بزنی تیر و بتیغم بنوازی

تا در دم کشتن بتو نزدیکتر افتم

من بعد بر آنم که ببوی سر زلفت

برخیزم و دنبال نسیم سحر افتم

ای شیخ، بمحراب مرا سجده مفرما

بگذار، خدا را، که بر آن خاک در افتم

گمراهی من بین که: درین مرحله هر روز

از وادی مقصود بجای دگر افتم

سیلاب سرشک از مژه بگشای، هلالی

مپسند که: آغشته بخون جگر افتم

۷ بیت

منبع: علی پی‌سپار

از همین دفتر

همهٔ شعرها