ناهید
هلالی جغتایی

نظاره کن در آینه خود را، حبیب من

شمارهٔ ۳۰۷

غزلیات

اندازهٔ متن۲

نظاره کن در آینه خود را، حبیب من

اما بشرط آنکه نگردی رقیب من

من از وطن جدا و دل من ز من جدا

آگاه نیست یار ز حال غریب من

زین سان که درد عشق توام ساخت ناتوان

مشکل زیم، اگر تو نباشی طبیب من

تا کی خورم غم و پی تسکین درد خویش

گویم بخود که: در ازل این شد نصیب من؟

آزرده شد هلالی و آن گل نگفت هیچ:

تا کی جفای خار کشد عندلیب من؟

۵ بیت

منبع: علی پی‌سپار

از همین دفتر

همهٔ شعرها