گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۳۵
شیری است تنش به جمله چنگال و دهان
شمارهٔ ۱۳۶
هر دو یله کرد و خود برون شد زمیان
شمارهٔ ۱۳۷
ای بس دوری که از تو بینم تا من
شمارهٔ ۱۳۸
کشته شدم و نداشتی ماتم من
شمارهٔ ۱۳۹
تا لشکر غم نشست پیرامن من
شمارهٔ ۱۴۰
بگزار حق خدمت دیرینه من
شمارهٔ ۱۴۱
در دست تو گرز شیر سارست کنون
شمارهٔ ۱۴۲
برکشور روم و چین گشایند کمین
شمارهٔ ۱۴۳
وز دولت تو داد همی یابد دین
شمارهٔ ۱۴۴
دارنده دولتی و دارنده دین
شمارهٔ ۱۴۵
در قبضه ملک توست تایوم الدین
شمارهٔ ۱۴۶
آورده همه ملک تگین زیر نگین
شمارهٔ ۱۴۷
هم ملک همی نازد و هم دولت و دین
شمارهٔ ۱۴۸
کردند به کره عالمی خدمت او
شمارهٔ ۱۴۹
اقبال رسانید به گردون سر او
شمارهٔ ۱۵۰
او را عملی داد نه اندر خور او
شمارهٔ ۱۵۱
ای ظلمت شب ز خال رخساره تو
شمارهٔ ۱۵۲
فخرست جهان را ز جهانداری تو
شمارهٔ ۱۵۳
وز تیر ستاره روان داری تو
شمارهٔ ۱۵۴
زان گونه که بر زمین سپه راند شاه
شمارهٔ ۱۵۵
از ابلق شاه و ابرش فرخ شاه
شمارهٔ ۱۵۶
بر ملک در فتنه گشادند همه
شمارهٔ ۱۵۷
در جنب تو دشمنانت را رنگی نه
شمارهٔ ۱۵۸
اندر شب هجر تو نجنبند ز جای