گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۶۱
منشور ظفر به تو فرستاد خدای
شمارهٔ ۱۶۲
در حلقه او تو بیقرارم کردی
شمارهٔ ۱۶۳
ای هجر تنم را به فغان آوردی
شمارهٔ ۱۶۴
دستت به سوی آینه تا چند بری
شمارهٔ ۱۶۵
دریای محیط است که در بر داری
شمارهٔ ۱۶۶
نوشیده سبک می گران با دگری
شمارهٔ ۱۶۷
چون گوی زنی شها و چوگان بازی
شمارهٔ ۱۶۸
هرچند که مهتری نکوکارتری
شمارهٔ ۱۶۹
هرچند عیان عمل نمود ای ساقی
شمارهٔ ۱۷۰
تا جام شراب شاه شیر اوژنمی
شمارهٔ ۱۷۱
زیراکه به قدر و جاه از او افزونی
شمارهٔ ۱۷۲
خلدست و نعیم جاودان اندروی
شمارهٔ ۱۷۳
تکبیرکند چو رزم را ساز دهی
شمارهٔ ۱۷۴
یا خواب به من گذر ندارد گویی
شمارهٔ ۱
ای در درون جان و برون از صفات ما
شمارهٔ ۲
تا گذری کردمی وقت سحر بر سبا
شمارهٔ ۳
ز توبه تازه شدم چون گل از نسیم صبا
شمارهٔ ۴
لاجرم اندر جهان نام ببرد از وفا
شمارهٔ ۵
تا این ستیزه گاران بی دل کنند مارا
شمارهٔ ۶
برسرجمع آشکارا توبه بشکستند ما را
شمارهٔ ۷
خیال خال تو در حالت آورد ما را
شمارهٔ ۸
به کمینه بنده خود به از این نگر خدا را
شمارهٔ ۹
نه غمی که می توان گفت به هر کس آشکارا
شمارهٔ ۱۰
حال دل این بی دل مپسند چنین یارا