گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۸۹۸
بی دلیلی به راه چون آیم
شمارهٔ ۸۹۹
گوش نیازمند به در برگشاده ایم
شمارهٔ ۹۰۰
پس یقین است که مستان ز الست آمده ایم
شمارهٔ ۹۰۱
قالوابلی به گوش ارادت شنیده ایم
شمارهٔ ۹۰۲
جان را چو جان خویش به جان پروریده ایم
شمارهٔ ۹۰۳
باش گوای خواجه باری ثابت و مردانه ایم
شمارهٔ ۹۰۴
به جان رسیده سوی دل نواز می آیم
شمارهٔ ۹۰۵
نیستانیم و ز هستان هستیم
شمارهٔ ۹۰۶
سر حلاج و انا الحق یافتیم
شمارهٔ ۹۰۷
به دلی فارغ از اندیشه ی جان آزادیم
شمارهٔ ۹۰۸
درد دیرینه ی دل با سر درمان بردیم
شمارهٔ ۹۰۹
ترک ترک از خلاف وی کردیم
شمارهٔ ۹۱۰
که ما ز هجر تو کردیم جان به حق تسلیم
شمارهٔ ۹۱۱
باز از کونین نه امید می دارم نه بیم
شمارهٔ ۹۱۲
با حور نشستیم و به فردوس رسیدیم
شمارهٔ ۹۱۳
جرعه ای از جام وصل او نچشیدیم
شمارهٔ ۹۱۴
دامن ز دو کون در گرفتیم
شمارهٔ ۹۱۵
در شوره حبوب توبه کاریم
شمارهٔ ۹۱۶
مردمک دیده در کنار بگریم
شمارهٔ ۹۱۷
که اگر سوزن با ما بود آن در بازیم
شمارهٔ ۹۱۸
رند و شوریده و دیوانه و شاهد بازیم
شمارهٔ ۹۱۹
بنده ی شاهدان قلاشیم
شمارهٔ ۹۲۰
عشق از مردمان نمی پوشیم
شمارهٔ ۹۲۱
کار ما رانیم چون از کار کردن فارغیم