گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۹۲۸
به هیچ کس نتوانم که این حدیث گویم
شمارهٔ ۹۲۹
روز و شب در طلبش گرد جهان می پویم
شمارهٔ ۹۳۰
بر باد مده چو خاک کویم
شمارهٔ ۹۳۱
هر چون که هست واله و دیوانه می رویم
شمارهٔ ۹۳۲
غلام قامت چالاک اویم
شمارهٔ ۹۳۳
تا ظن نبری که بی وفاییم
شمارهٔ ۹۳۴
می در سر و می به دست ماییم
شمارهٔ ۹۳۵
لایق مستی و هشیاری نه ایم
شمارهٔ ۹۳۶
ای ملک بر بام حسنت سایه بان
شمارهٔ ۹۳۷
ز اندوه عزیزان و حبیبان
شمارهٔ ۹۳۸
که با ما بشکند توبه چه نام است آن چه نام است آن
شمارهٔ ۹۳۹
غیرت خورشید تابان رشک سرو بوستان
شمارهٔ ۹۴۰
باد خزان رفت و فتنه های زمستان
شمارهٔ ۹۴۱
یک ره اثر نکرد مناجات دوستان
شمارهٔ ۹۴۲
نزدیک شد که باز شود تازه بوستان
شمارهٔ ۹۴۳
جان و دل دارم به سوی دوستان
شمارهٔ ۹۴۴
بگذر چو به قاین رسی از طرف گل¬ستان
شمارهٔ ۹۴۵
درون خط سیه چشمه زلال است آن
شمارهٔ ۹۴۶
بر نیم جان تشنه ی ما زن بیار جان
شمارهٔ ۹۴۷
ای که فدای آن چنان باد چنین هزار جان
شمارهٔ ۹۴۸
گرنداری ترک جان باری سر خود گیر هان
شمارهٔ ۹۴۹
وز من مرا به یک ره اندر باید ای جان
شمارهٔ ۹۵۰
که چگونه روز باشد شب حبس بر اسیران
شمارهٔ ۹۵۱
بوسه ای بر لب تنگ دهانی برسان