گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۹۷۹
مرا چه فایده از دل مگر ز جز تو بریدن
شمارهٔ ۹۸۰
ملاقات عزیزان بازدیدن
شمارهٔ ۹۸۱
چو قامت گفت نتوان بود ساکن
شمارهٔ ۹۸۲
حاجات ما روا کن فالی برین دعا زن
شمارهٔ ۹۸۳
هم نفس عشق باش بیش دگر دم مزن
شمارهٔ ۹۸۴
وی رسته سر و قد تو بر جویبار حسن
شمارهٔ ۹۸۵
همه جای و جهت و بام و در کلبه ی من
شمارهٔ ۹۸۶
لاف سرا پرده ی بالا مزن
شمارهٔ ۹۸۷
بنده را بند غم آزاد کن
شمارهٔ ۹۸۸
کز دوستان معتقد شوخی مکن دل بر مکن
شمارهٔ ۹۸۹
کار بر بی چارگان ممتحن مشکل مکن
شمارهٔ ۹۹۰
آنجا که باشد نی شکر دعوی شیرینی مکن
شمارهٔ ۹۹۲
دنیا و دین به مرتبه تسلیم راه کن
شمارهٔ ۹۹۳
پیوند جان خود را با ما عنایتی کن
شمارهٔ ۹۹۴
به چشم رحم خدا را به سوی ما نظری کن
شمارهٔ ۹۹۵
با حامی عنایت ما را سپارشی کن
شمارهٔ ۹۹۶
قد تو شکسته قامت من
شمارهٔ ۹۹۷
از چه از من راست بشنو از دل بی خویشتن
شمارهٔ ۹۹۸
خواه زمان بر زمین خواه زمین بر زمن
شمارهٔ ۹۹۹
هر زمان در موج خون افتد دل ناشاد من
شمارهٔ ۱۰۰۰
میان نازکش باشد همه شب در کنار من
شمارهٔ ۲۳
که ماه امن و امان است و سال صلح و صلاح
مقدمه
سلام الصب کل صباح یوم
باب اول در تعریف کتاب و ذکر واضع و بیان اسباب وضع آن باب دوم در ملک نیکبخت و وصایا که فرزندان را بوقت موت فرموده