گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۴۶
یا همچو قبا تنگ در آرم ببرت
شمارهٔ ۴۷
یا پست کنی رغم مرا گفتارت
شمارهٔ ۴۸
خون گشت مرا دل و جگر در کارت
شمارهٔ ۴۹
بر بود دل شکسته آن نرگس مست
شمارهٔ ۵۰
ز آمد شدن تو پای اومید سست
شمارهٔ ۵۱
بشکست پیاله را و پنداشت که رست
شمارهٔ ۵۲
عمری گم کرد و جز رضای تو نجست
شمارهٔ ۵۳
چون غمزۀ خود تیر و کمان اندر دست
شمارهٔ ۵۴
دانی که چراست نازنینم پیوست
شمارهٔ ۵۵
گل نیز چو روزه رخت برخواهد بست
شمارهٔ ۵۶
از پای طلب همی نباید بنشست
شمارهٔ ۵۷
بر رهگذر لب پی جانم شده سست
شمارهٔ ۵۸
از کان هرگز قیمت گوهر نشکست
شمارهٔ ۵۹
الا یک چیز کز تو آن عین خطاست
شمارهٔ ۶۰
ورنیز زبانم ز کسان باید خواست
شمارهٔ ۶۱
مرگ خود و زندگیت ازو باید خواست
شمارهٔ ۶۲
هر شب غم تو تا بسحر مونس ماست
شمارهٔ ۶۳
وان خال سیاه تو بدین حال گواست
شمارهٔ ۶۴
خون دل و مغز استخوانم پیداست
شمارهٔ ۶۵
سر سبزی عیش در سر ساغر ماست
شمارهٔ ۶۶
جز حیرت و حسرت چه دگر حاصل ماست
شمارهٔ ۶۷
شوریده و آشفته بسان دل ماست
شمارهٔ ۶۸
زان سوی جهان جسم و جان بیشۀ ماست
شمارهٔ ۶۹
وز روی نهاد سرفراز آمده است