گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۵۸۷
تا روز ز دست شب بر آتش بودم
شمارهٔ ۵۸۸
نه چرخ اساس دولتی می نهدم
شمارهٔ ۵۸۹
زارم چو بکشت عذر موزون نهدم
شمارهٔ ۵۹۰
نامش ز کسی جز بکژی نشنیدم
شمارهٔ ۵۹۱
وان زلف بر آن گونه پریشان دیدم
شمارهٔ ۵۹۲
نمناک زمینی و هوایی دیدم
شمارهٔ ۵۹۳
از عجب چو نرگس همه در خود نگرم
شمارهٔ ۵۹۴
ممکن نبود که نیز در وی نگرم
شمارهٔ ۵۹۵
ور خواب کنم گرد شود در بصرم
شمارهٔ ۵۹۶
از آب دو چشم پای در گل آرم
شمارهٔ ۵۹۷
دستی ز غم هجر تو بر سر دارم
شمارهٔ ۵۹۸
دزدیده بزیر چشم تا کی نگرم
شمارهٔ ۵۹۹
چون کوزه ز حرص آتش ناب خورم
شمارهٔ ۶۰۰
شادی و غمش تا بتوانم نخورم
شمارهٔ ۶۰۱
یا تنگ بآغوش خودت در گیرم
شمارهٔ ۶۰۲
تات از همه کس نهفته ماند رازم
شمارهٔ ۶۰۳
در پای تو سر خنده زنان اندازم
شمارهٔ ۶۰۴
چون نیزه بسر بجنگ دشمن یازم
شمارهٔ ۶۰۵
هر نکته در او چو در مکنون سازم
شمارهٔ ۶۰۶
خشک و تر خود چو شمع در هم سوزم
شمارهٔ ۶۰۷
تو در بر و من همان چنان می ترسم
شمارهٔ ۶۰۸
در هر حالی ز نیک و بد می ترسم
شمارهٔ ۶۰۹
با چهرۀ زرد و اشک گلگون باشم
شمارهٔ ۶۱۰
با ناله و گریه آشنا می باشم