گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۶۱۵
عیشی دارد بس خوش وتر مردم چشم
شمارهٔ ۶۱۶
بستم ز گهر سلسله بر گردن چشم
شمارهٔ ۶۱۷
وز موج سرشک بر سر آورده دو چشم
شمارهٔ ۶۱۸
بر راه تو دل نشسته بر روزن غم
شمارهٔ ۶۱۹
از کردۀ دوست پیش دشمن خجلم
شمارهٔ ۶۲۰
کز ناز بسان گل نو می بالم
شمارهٔ ۶۲۱
زان روی که تا نهفته ماند حالم
شمارهٔ ۶۲۲
سرو ار چه کشد ز لطف تیمار دلم
شمارهٔ ۶۲۳
روی توام آرزوست مه را چکنم
شمارهٔ ۶۲۴
ور غم نخوری بحالم ای سر و بنم
شمارهٔ ۶۲۵
غرقه شده بد دوش همه شب جانم
شمارهٔ ۶۲۶
هم عاقبت از پای درآمد جانم
شمارهٔ ۶۲۷
جز در بر تو نیست چنین می دانم
شمارهٔ ۶۲۸
با قامت تو سرو چرا بنشانم
شمارهٔ ۶۲۹
بنشینم و شمع در میان بنشانم
شمارهٔ ۶۳۰
بر یاد قد سرو روان بنشانم
شمارهٔ ۶۳۱
بنشینم و شمعی بمیان بنشانم
شمارهٔ ۶۳۲
زو کار دل خسته مگر راست کنم
شمارهٔ ۶۳۳
چون نای همیشه نالۀ زار کنم
شمارهٔ ۶۳۴
با خود دل خلقی بغم انباز کنم
شمارهٔ ۶۳۵
بر دیده خیالت آشکارا نکنم
شمارهٔ ۶۳۶
کس را بجهان با تو برابر نکنم
شمارهٔ ۶۳۷
الا بقدح دراز دستی نکنم
شمارهٔ ۶۳۸
چون اشک دوان و پی قرارت بینم