گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۶۴۲
و آمد ز پریشانی از آن سان برهم
شمارهٔ ۶۴۳
در نرگس او خمار و خواب است بهم
شمارهٔ ۶۴۴
دل در خم زلف دلستان تو نهم
شمارهٔ ۶۴۵
وز حلقۀ او هزار هنگامه نهم
شمارهٔ ۶۴۶
بنشینم و یکچند همی آسایم
شمارهٔ ۶۴۷
از بی زوری با دم خود برنایم
شمارهٔ ۶۴۸
وز هرچه نه یاد تو دهان دوخته ایم
شمارهٔ ۶۴۹
سرمایۀ عمر خیره باطل کردیم
شمارهٔ ۶۵۰
کمتر از یکی آه بود هم نزدیم
شمارهٔ ۶۵۱
گردون همه آن کند که ما نپسندیم
شمارهٔ ۶۵۲
گفتم نظری از و بجانی بخریم
شمارهٔ ۶۵۳
وانگه چو صراحی اشک گلگون گریم
شمارهٔ ۶۵۴
خواهیم که در میان جانت گیریم
شمارهٔ ۶۵۵
آن روز ز صد گونه مشوش باشیم
شمارهٔ ۶۵۶
و اندر نظرت گر ز سبکسارانیم
شمارهٔ ۶۵۷
هرچند که گویمت مزن می زنیم
شمارهٔ ۶۵۸
وین خندۀ می در دل اغر شکنیم
شمارهٔ ۶۵۹
وین پشت دو تا گشته بر افلاک کنیم
شمارهٔ ۶۶۰
چون گل علم نشاط برپا نکنیم
شمارهٔ ۶۶۱
روی از غم دل بنعمت و ناز نهیم
شمارهٔ ۶۶۲
ماییم که بیگار خرد فرماییم
شمارهٔ ۶۶۳
وی ناطقه در وصف کفت بسته دهن
شمارهٔ ۶۶۴
خون گشتم و ساختم در آتش مسکن
شمارهٔ ۶۶۵
ورکرد شوم نشینمت بر دامن