گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۸۹
که صد حیات خضر صرف یک نگاه شود
شمارهٔ ۱۹۰
خوب رویی با جمالت کامرانی می کند
شمارهٔ ۱۹۱
عندلیبان را ز جای خویش سرگردان کنند
شمارهٔ ۱۹۲
نروید گل ز خار خشک اگر صد نوبهار آید
شمارهٔ ۱۹۳
روی دل خلق از همه سو جانب ما بود
شمارهٔ ۱۹۴
چاک های سینه ام خمیازه بر خنجر کشد
شمارهٔ ۱۹۵
کی از رسوا شدن اندیشه دارد
شمارهٔ ۱۹۶
در چراغ لاله آب چشم من روغن شود
شمارهٔ ۱۹۷
عشقم از گفت و شنود خلق فارغبال کرد
شمارهٔ ۱۹۸
چو شمعم آتش غیرت در استخوان افتاد
شمارهٔ ۱۹۹
به جز دامان صحرا کاش دامان دگر باشد
شمارهٔ ۲۰۰
شمع را گر تن نکاهد زندگانی چون کند
شمارهٔ ۲۰۱
نوبت به ما چو افتاد آتش به جام کردند
شمارهٔ ۲۰۲
سر کشیدم گردنم تا پای در زنجیر شد
شمارهٔ ۲۰۳
بیا تا آفتابم از سر دیوار برگردد
شمارهٔ ۲۰۴
محبت شمع را پروانه پروانه می سازد
شمارهٔ ۲۰۵
سرو قدت حلقه در گوش صنوبر می کشد
شمارهٔ ۲۰۶
کشته بود آتش مرا ساقی به آبم زنده کرد
شمارهٔ ۲۰۷
درمان گداز و درد گزینم سرشته اند
شمارهٔ ۲۰۸
مبادا گردنی زین قید آزاد
شمارهٔ ۲۰۹
غمی غیر از غم جانان ندارد
شمارهٔ ۲۱۰
تا شده جامم تهی صد دل ز خون پر می شود
شمارهٔ ۲۱۱
مرهم وبال سینه افگار کس مباد
شمارهٔ ۲۱۲
بپار باده که نوری درین چراغ نماند