گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۳۹۰
ز سوز دل جگر شعله را کباب کنم
شمارهٔ ۳۹۱
فتیله را چو فکندم چراغ برکردم
شمارهٔ ۳۹۲
غمت چرا نخورد غم برای خویشتنم
شمارهٔ ۳۹۳
مپیچ سر ز نیازم متاب رخ ز گناهم
شمارهٔ ۳۹۴
کمر به دشمنی خواب بسته چشم ترم
شمارهٔ ۳۹۵
مجلس بود به روی تو گرم و ایاغ هم
شمارهٔ ۳۹۶
از وصال یار عمر جاودان می یافتم
شمارهٔ ۳۹۷
گویا برای ناله گره بر زبان زدیم
شمارهٔ ۳۹۸
بچش نوباوه باغم ببین چون پرورش دادم
شمارهٔ ۳۹۹
خرمن چو گل به نیت باد خزان زدیم
شمارهٔ ۴۰۰
وز جبین درخور آن سجده گزین می کردم
شمارهٔ ۴۰۱
چون دیده به خون از غم دلدار نشستیم
شمارهٔ ۴۰۲
او فراهم می کشد چو غنچه جیب از روی ناز
شمارهٔ ۴۰۳
من ز گرداب محبت ذوق ساحل یافتم
شمارهٔ ۴۰۴
چو شمع گشته به یک جای جمع مژگانم
شمارهٔ ۴۰۵
به عهد زلف تو کافر نیم مسلمانم
شمارهٔ ۴۰۶
جمعیت دل را در آن زلف پریشان چیده ام
شمارهٔ ۴۰۷
به یک نسیم چو نقش قدم خراب شوم
شمارهٔ ۴۰۸
برآورد ره روزن گر آفتاب شوم
شمارهٔ ۴۰۹
مخندید ای حریفان گر شمردم از شما خود را
شمارهٔ ۴۱۰
کو عشق تا آتش زنم در روزگار خویشتن
شمارهٔ ۴۱۱
که هفته ای چو شود خاربن شود گلبن
شمارهٔ ۴۱۲
دل به صمد باختن رو به صنم داشتن
شمارهٔ ۴۱۳
اگر ز شعله توان اضطراب دزدیدن