گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۵۴۶
ورنه اندیشه کار دگرش باید کرد
شمارهٔ ۵۴۷
کز هر طرف زدوش سری را جدا نکرد
شمارهٔ ۵۴۸
گر تو شنیدی این بو باری مرا نیاید
شمارهٔ ۵۴۹
خرمن امید را زآن کرده ام بر باد باد
شمارهٔ ۵۵۰
عاشق شود آنکه آن ببوید
شمارهٔ ۵۵۱
برم نیاز که یکبار دیگرم بکشد
شمارهٔ ۵۵۲
به قامتت نرسد گر هزار سال برآید
شمارهٔ ۵۵۳
دل رنجور ز وصلت بشفایی نرسید
شمارهٔ ۵۵۴
این نوع همه از دیده بینا باشد
شمارهٔ ۵۵۵
تو کوزه نباتی زانت دهان نباشد
شمارهٔ ۵۵۶
وقت ما در همه وقتی به صفا می گذرد
شمارهٔ ۵۵۷
که ازین در سر خود گیرد و آواره شود
شمارهٔ ۵۵۸
خط او سبزی و لبها نمک خوان که بود
شمارهٔ ۵۵۹
عاشق خسته وفاجویی و دلداری کرد
شمارهٔ ۵۶۰
هر که را کشت باز زنده کند
شمارهٔ ۵۶۱
پیش او سر چیست باید دیده روشن نهاد
شمارهٔ ۵۶۲
شیوه و ناز و کرشمه پیش ندارد
شمارهٔ ۵۶۳
پست گفتن سخن از بیم رقیبان تا چند
شمارهٔ ۵۶۴
بی گنه می کشد و باز ز ما می رنجد
شمارهٔ ۵۶۵
جز فتنه در آن غمزة غماز نباشد
شمارهٔ ۵۶۶
هرگز وفا نکرد و جفا می کند دگر
شمارهٔ ۵۶۷
طره از تو تو ازو طرار تر
شمارهٔ ۵۶۸
شهری تو را غلام و دعاگر غلامتر
شمارهٔ ۵۶۹
هر چیز نکو نماید از دور