گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۵۷۰
که محروم ماند ز دیدار یار
شمارهٔ ۵۷۱
گاه میرفتم به دیده گاه میرفتم بسر
شمارهٔ ۵۷۲
گو بکش خودرا چراغ از رشک وشمع از غم بمیر
شمارهٔ ۵۷۳
که آریست به آب دیده در بر
شمارهٔ ۵۷۴
کراس زهره که بیند طلوع انور یار
شمارهٔ ۵۷۵
لب داشت به او شراب بسیار
شمارهٔ ۵۷۶
کز آب چشمم آورد سروی از آنجا سر بدر
شمارهٔ ۵۷۷
که برون نقش و نگارست و درون ناله ی زار
شمارهٔ ۵۷۸
خواب در چشم من خسته نیاید دیگر
شمارهٔ ۵۷۹
خوش نعیمی است وصل بی اغیار
شمارهٔ ۵۸۰
بی جمال او ولی فیه النظر
شمارهٔ ۵۸۱
ساقی بیا که کار تو داری شراب آر
شمارهٔ ۵۸۲
سینه دیگر خاطر بریان دگر
شمارهٔ ۵۸۳
دلبر به جفا نکرده تقصیر
شمارهٔ ۵۸۴
وجودی از دهانت بی نشان تر
شمارهٔ ۵۸۵
شدم دیوانه من مجنون چه تدبیر
شمارهٔ ۵۸۶
ندیده از مژه سیل بار ما تر تر
شمارهٔ ۵۸۷
باری چنان طلب کن و عشقی چنین بیار
شمارهٔ ۵۸۸
هر دو پیش تو فرستم مع شنی آخر
شمارهٔ ۵۸۹
دور از این جمع پریشان و ز دلها شده دور
شمارهٔ ۵۹۰
ز چندان دلبری یک ناز کم گیر
شمارهٔ ۵۹۱
که باشد از تو جفای دگر وفای دگر
شمارهٔ ۵۹۲
چه یکی نیزه چه صد چون بگذشت آب از سر
شمارهٔ ۵۹۳
شیر مادر می خورد پنداری و مال پدر