گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
آرزوهاست در دلت پنهانانها من سلاسل الشیطان
گفتن از بهر کار در کار استورنه اینجا چه جای گفتار است
همنفس شد سگ شبان با گرگگله را سگ خوردکنون یاگرگ
شمارهٔ ۱۵ - حکایت
گفت باید به ریش او خندید
شمارهٔ ۲۵
بر عرق پیش عقیقت جام می
شمارهٔ ۲۶
که با کسم نبود بهر مال و جاه نزاع
شمارهٔ ۲۷
از در ما در آ اگر طالب عشق سرمدی
شمارهٔ ۲۸
گرش بودی طراز جاودانی
شمارهٔ ۲۹
چون نسوزد دل که دلبر در وی آتش می زند
حکایت شمارهٔ ۴۷
بر گنبدی از گیاه رسته
حکایت شمارهٔ ۴۸
گفت آن که را سخاوت است به شجاعت حاجت نیست
مقدمه
منت خدای را عزوجل که نخست خلیفه به جهت خلق تعیین فرمود پس خلق خلیفه نمود وجود امام معصوم را نبیا کان او وصیا سبب بود آسمان و زمین ساخت و هستی او را ظاهرا کان او خفیا وسیله ثبات عالم بالا و پایین قرار داد تا آن که قالب جمله عالم را به منزله جان شد و مجمع تنهای بنی ادم را به جای روان افلاک و انجم به جهت او دایر و زمین و زمان را برای او ساکن و سایر
شمارهٔ ۱
که در دوران هجرانت بسی افتاد مشکل ها
شمارهٔ ۲
به تشریف قدومش خوش برافشانیم جانها را
شمارهٔ ۳
آبروی طاعت از مهر محبان شما
شمارهٔ ۴
نور حضور خویش فروزد امام ما
شمارهٔ ۵
که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را
شمارهٔ ۶
گذرد ز آسمان ها بدرد حجاب ها را
شمارهٔ ۷
رونق عهد شبابست دگر ایمان را
شمارهٔ ۸
بیرون خرام از غیب طاقت نماند ما را
شمارهٔ ۹
وصال بحر کجا گمره تراب کجا
شمارهٔ ۱۰
آمد از نزد حق به نص کتاب
شمارهٔ ۱۱
ای مهدی هادی بنما ره به جنابت
شمارهٔ ۱۲
کو در کتاب خود کرد در شأن تو حکایت