گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۳۶
فتنه نگر که می کند فتنه فتنه بین من
شمارهٔ ۳۷
راه جفا گزیده ای ای ز جهان گزین من
شمارهٔ ۳۸
عمر شد و نمی رود نقش تو از نگین من
شمارهٔ ۳۹
آفتابی بر زمین در چرخ بین
شمارهٔ ۴۰
یا به نوک کلک در تصنیف نامم برده ای
شمارهٔ ۴۱
به جای هر سر مویی مرا گر صد زبانستی
شمارهٔ ۴۲
در انتظار طلوع جمال خورشیدی
شمارهٔ ۴۳
در جسم دل چو جانی در چشم جان چو نوری
شمارهٔ ۴۴
کاشکی من نامه خود بودمی
شمارهٔ ۴۵
اندر نظرت چه قدر دارد بدنی
شمارهٔ ۴۶
به غمزه سوی یکدیگر اشارت های پنهانی
شمارهٔ ۴۷
این کار همان به که به جان فرمایی
شمارهٔ ۴۸
شکر آن نعمت را وام کنم گویایی
ای وجودت به ذات خود قایمذات پاک تو قایم و دایم
هر که ره با دلیل پیمایدگرچه زحمت کشد بیاساید
پیشوا یار غار او صدیقآن رسیده به عالم تحقیق
بعدازان چون خلیفه گشت عمرشد جهان گیر دین پیغمبر
چون عمر شد روان به دار سلامگشت عثمان خلیفة الاسلام
چون به جای نبی علی بنشستاهل اسلام را قوی شد دست
ذوق وجد وسماع وجان بازیهست در قوم ملت تازی
علم باید که ره نمای بودنه فضولی شره فزای بود
ای سخن پرور بلند آوازکه زبان تیز کرده ای و دراز
واعظانی که اهل تحقیقندبه مواعظ کلید توفیقند
دل ربایی به دل نوازی کنپای ها بوس و سرفرازی کن