گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
بود بقالی و وی را طوطییخوش نوایی سبز و گویا طوطیی
شمارهٔ ۵۶۵
کش فتاده ست دو صد قافله جان در دنبال
شمارهٔ ۵۶۶
سر تا قدم لطیف تر از پیکر خیال
شمارهٔ ۵۶۷
فهم سر دهنت پیش خرد امر محال
شمارهٔ ۵۶۸
با خود ازان هر دو مرا صد خیال
شمارهٔ ۵۶۹
چشم می مالم مباد این خواب باشد یا خیال
شمارهٔ ۵۷۰
ساغری ده که بشوییم ز دل نقش فضول
شمارهٔ ۵۷۱
لیس قلبی الی سواک یمیل
شمارهٔ ۵۷۲
کس گرفتار مبادا به گرفتاری دل
شمارهٔ ۵۷۳
آری ز دست دیده خراب است کار دل
شمارهٔ ۵۷۴
دردا که سوختم ز فراقش به داغ دل
بود شاهی در جهودان ظلم سازدشمن عیسی و نصرانی گداز
شمارهٔ ۵۷۵
چو صید غرقه در خون می طپد دل
شمارهٔ ۵۷۶
داد مستان را به عشرتگاه بستان بار گل
شمارهٔ ۵۷۷
گفت منشین بی قدح چون لاله در ایام گل
شمارهٔ ۵۷۸
می رود آب روان تا سر نهد در پای گل
شمارهٔ ۵۷۹
علی کامل فاق اهل الکمال
شمارهٔ ۵۸۰
گر در غم تو زار بمیرم تو را چه غم
شمارهٔ ۵۸۱
تا کنم شرح غمت بر لوح خاک خود رقم
شمارهٔ ۵۸۲
شکر که بالشکر تدوم النعم
شمارهٔ ۵۸۳
قیمت یوسف از تو هفده درم
شمارهٔ ۵۸۴
علیک الف صلوة و الف الف سلام
او وزیری داشت گبر و عشوه دهکو بر آب از مکر بر بستی گره
شمارهٔ ۵۸۵
کالبدر فی الدجیة والشمس فی الغمام