گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۶۰۸
یا رسیدی به سر کوی بت سیمتنم
شمارهٔ ۶۰۹
بیا که بی تو ز درد و غم فراق به جانم
شمارهٔ ۶۱۰
که کند غمزه تو قربانم
شمارهٔ ۶۱۱
باشد هنوز تشنه خاک درت به خونم
شمارهٔ ۶۱۲
بنگر به سرشک لاله گونم
شمارهٔ ۶۱۳
همه دامان گل چینند و من دامان ز گل چینم
شمارهٔ ۶۱۴
مرا سعادت آن از کجا که با تو نشینم
دل بدو دادند ترسایان تمامخود چه باشد قوت تقلید عام
شمارهٔ ۶۱۵
تا روز چراغی بنهم روی تو بینم
شمارهٔ ۶۱۶
به چشم حسرتش از دور بینم
شمارهٔ ۶۱۷
از مکر این دو رهزن پرحیله چون رهم
شمارهٔ ۶۱۸
بیا که گوش بر آواز و چشم بر راهم
شمارهٔ ۶۱۹
ولی هرگز نمی بینم تو را چندان که می آیم
شمارهٔ ۶۲۰
صد بارم ار فروشی بگریزم و بیایم
شمارهٔ ۶۲۱
به مدح و ذم خسان نوک خامه فرسایم
شمارهٔ ۶۲۲
با آن در و دیوار غم و درد تو گویم
شمارهٔ ۶۲۳
نوبت شاهیم بود ناله صبحگاهیم
شمارهٔ ۶۲۴
که نهادند لقب دردکش مصطبه ام
گفت لیلی را خلیفه کان تویکز تو مجنون شد پریشان و غوی
شمارهٔ ۶۲۵
چشم ترک و لعل ترکی گوی او را بنده ام
شمارهٔ ۶۲۶
زین گنه تا زنده ام شرمنده ام
شمارهٔ ۶۲۷
حق القدوم تو گهر دانه دانه ام
شمارهٔ ۶۲۸
عشق تو در دل داشت جا من عاشق دیرینه ام
شمارهٔ ۶۲۹
بزم وصل دوست را با دیگران پرداختیم