گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۷۱۷
نه چشم است آن که دین غارت کن تازیک و ترک است آن
شمارهٔ ۷۱۸
انگشت حیرت گیرد به دندان
شمارهٔ ۷۱۹
مست برون تاختن و خون کسان ریختن
شمارهٔ ۷۲۰
خوش آنکه میسر شودم روی تو دیدن
شمارهٔ ۷۲۱
سرور کج کلهان خسرو شیرین پسران
شمارهٔ ۷۲۲
شد طرف چمن بزمگه باده گساران
شمارهٔ ۷۲۳
گشت زرد از غم بی برگی خود رنگ رزان
شمارهٔ ۷۲۴
که نه از تاک نشان بود و نه از تاک نشان
جمله گفتند ای حکیم رخنه جواین فریب و این جفا با ما مگو
شمارهٔ ۷۲۵
دیوانه جمال تو خیل پریوشان
شمارهٔ ۷۲۶
غم خود دور می دارم ز بزم عشرت ایشان
شمارهٔ ۷۲۷
علیکم بحسن الخط ای دوستداران
شمارهٔ ۷۲۸
تلخکام از لب میگون تو شیرین دهنان
شمارهٔ ۷۲۹
که نبود بوی جانان جز نصیب پاکدامانان
شمارهٔ ۷۳۰
به ناز تو خوش خاطر نازنینان
شمارهٔ ۷۳۱
سایه ابر و کنار سبزه و آب روان
شمارهٔ ۷۳۲
صرنا سواک حیث تقلبت فی الشیون
شمارهٔ ۷۳۳
وجهک شمس الضحی نحن له عابدون
شمارهٔ ۷۳۴
آید به راه دیده ز هر چشمه جوی خون
گفت حجت های خود کوته کنیدپند را در جان و در دل ره کنید
شمارهٔ ۷۳۵
نشسته اند ازین درد مردمان در خون
شمارهٔ ۷۳۶
تو را رسد که بنازی به حسن روزافزون
شمارهٔ ۷۳۷
کردی عنان ز پنجه سیمینبران برون
شمارهٔ ۷۳۸
این نکته عیان است من العلم الی العین