گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
بود در انجیل نام مصطفیآن سر پیغامبران بحر صفا
شمارهٔ ۸۰۵
حیف می داری که افتد چشم من بر روی تو
شمارهٔ ۸۰۶
پشت بر محراب خواهم روی در ابروی تو
شمارهٔ ۸۰۷
این بس که می کنم به زبان گفت و گوی تو
شمارهٔ ۸۰۸
باد مرا بدین گنه روی سیه چو موی تو
شمارهٔ ۸۰۹
خوی تو گر هست این چنین صد جان فدای خوی تو
شمارهٔ ۸۱۰
سر من خاک آستانه تو
شمارهٔ ۸۱۱
تو آن گلی که شود غنچه در نقاب از تو
شمارهٔ ۸۱۲
به چشم ما جهان چون گلشن از تو
شمارهٔ ۸۱۳
آخر چرا شوید کسی دست از نگاری همچو تو
شمارهٔ ۸۱۴
دام دلها گشته نام زلف تو
یک شه دیگر ز نسل آن جهوددر هلاک قوم عیسی رو نمود
شمارهٔ ۸۱۵
سرو همچون سایه خود را افکند در پای او
شمارهٔ ۸۱۶
صد بار سوختیم ز ناز و عتاب او
شمارهٔ ۸۱۷
در فن عاشق کشی شاگرد توست استاد او
شمارهٔ ۸۱۸
یا به هر یک چند روزی کن مرا دیدار او
شمارهٔ ۸۱۹
خاک را باشد نصیب ای جان پاکان خاک او
شمارهٔ ۸۲۰
گر نبستی رشته لاغر تن من بال او
شمارهٔ ۸۲۱
هر سو که خرامد سر ما و قدم او
شمارهٔ ۸۲۲
حسب حال بلبل و شرح دل پر خون او
شمارهٔ ۸۲۳
مرا صد بار مردن به که یک دم زیستن بی او
شمارهٔ ۸۲۴
وه که جز محنت و اندوه نشد حاصل ازو
آن جهود سگ ببین چه راٰی کردپهلوی آتش بتی بر پای کرد
شمارهٔ ۸۲۵
شیشه سبز است و اشکم باده گلگون در او