گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۸۹۲
به هم خورند می لعل از آبگون شیشه
شمارهٔ ۸۹۳
بر رخ از ناز توام اشک نیاز است این همه
شمارهٔ ۸۹۴
به فرش سرو و سمن شد گهرفشان ژاله
جمله گفتند ای حکیم با خبرالحذر دع لیس یغنی عن قدر
شمارهٔ ۸۹۵
باران بهار است که بر لاله چکیده
شمارهٔ ۸۹۶
جز کار من المنة لله تعالی
شمارهٔ ۸۹۷
ای جگرخوارگان صلاست صلا
شمارهٔ ۸۹۸
دیده از تو فتنه بیند یا بلا
شمارهٔ ۸۹۹
هوش و خرد به تازگی از ما ربوده ای
شمارهٔ ۹۰۰
ای من سگ تو گرچه به ناکام برده ای
شمارهٔ ۹۰۱
پس به چشم عاشقان آن را تماشا کرده ای
شمارهٔ ۹۰۲
دی تازه گل که پرده ز عارض گشاده ای
شمارهٔ ۹۰۳
زندگی باشد وبال جان تو تا زنده ای
شمارهٔ ۹۰۴
با تو یک است عهد من گر تو هزار کرده ای
گفت آری گر توکل رهبر ستاین سبب هم سنت پیغمبر ست
شمارهٔ ۹۰۵
ناسازیی چو بخت من آغاز کرده ای
شمارهٔ ۹۰۶
قد برافراخته ای رشک صنوبر شده ای
شمارهٔ ۹۰۷
آفت عقل و هوش و دین شده ای
شمارهٔ ۹۰۸
با خود ز گفت و گوی تو هردم فسانه ای
شمارهٔ ۹۰۹
پیش ماه عارضت شمع فلک پروانه ای
شمارهٔ ۹۱۰
گفت دم درکش که تو شایسته این دم نیی
شمارهٔ ۹۱۱
عشق می گویم و جان می دهم از لذت وی
شمارهٔ ۹۱۲
که هست چله وی سردتر ز چله دی
شمارهٔ ۹۱۳
نی ز لیلی پای می بینم نه پی