گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۸۷۰
تا مرهم پیشینه شود داغ پسینه
شمارهٔ ۸۷۱
گره ز ابرو و برقع ز روی وا کرده
شمارهٔ ۸۷۲
شکسته طرف کله جیب جامه شق کرده
شمارهٔ ۸۷۳
ز مهر عارض تو اشک چون شفق کرده
شمارهٔ ۸۷۴
هزار جامه جان را چو غنچه شق کرده
طایفه نخچیر در وادی خوشبودشان از شیر دایم کش مکش
شمارهٔ ۸۷۵
هر چه جز عشق تو ز آلایش آن پاک شده
شمارهٔ ۸۷۶
کز وصولش کار مشتاقان به کام دل شده
شمارهٔ ۸۷۷
عشاق را فتاده به رگهای جان گره
شمارهٔ ۸۷۸
در دل ما صد گره از هر گره
شمارهٔ ۸۷۹
وز جعد پیچ پیچ تو هر مو گره گره
شمارهٔ ۸۸۰
چشمی بدین دو دیده در خون نشسته نه
شمارهٔ ۸۸۱
بر گرد ماه دایره از مشک چین منه
شمارهٔ ۸۸۲
خود مرده پیش زنده دلان از فسرده به
شمارهٔ ۸۸۳
دردی درد به خون جگر آشامان ده
شمارهٔ ۸۸۴
برق عشقت خانه بی خانمانی سوخته
گفت آری گر وفا بینم نه مکرمکر ها بس دیده ام از زید و بکر
شمارهٔ ۸۸۵
پیش تو مرغ جان را زان رشته بال بسته
شمارهٔ ۸۸۶
وز لوای فتح زلفت اوج ماه آراسته
شمارهٔ ۸۸۷
دیده از دیدار جانان روشنایی یافته
شمارهٔ ۸۸۸
وز هر مژه خون ناب رفته
شمارهٔ ۸۸۹
شکل شهر آشوب او آتش به عالم درزده
شمارهٔ ۸۹۰
غم هجران او با جان شیرین هم نفس مانده
شمارهٔ ۸۹۱
که نیست بر مه و خورشید هیچ جا روزه