گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۹۳۵
وز آن کوه چشمم بود چشمه ساری
شمارهٔ ۹۳۶
غریبی بی نصیبی خاکساری
شمارهٔ ۹۳۷
که روزی پیش چوگانت کنم چون گوی سربازی
شمارهٔ ۹۳۸
ز تیغ غمزه ات نو دمبدم آیین خونریزی
شمارهٔ ۹۳۹
که به فریاد هیچ کس نرسی
شمارهٔ ۹۴۰
قم سریعا و خذالسیف فهذا رأسی
شمارهٔ ۹۴۱
که بود درد و غمش مایه شادی و خوشی
شمارهٔ ۹۴۲
با ما چه موجب است که چون آب و آتشی
شمارهٔ ۹۴۳
دلم را خون کنی وز دیده پاشی
شمارهٔ ۹۴۴
عیب ایشان مکن ای خواجه ز بی انصافی
زادمردی چاشتگاهی دررسیددر سراعدل سلیمان در دوید
شمارهٔ ۹۴۵
لا طبیب لها و لا راق
شمارهٔ ۹۴۶
که شور مجلس عشاق شد ز پر نمکی
شمارهٔ ۹۴۷
با گدایان تو شاهان در مقام بندگی
شمارهٔ ۹۴۸
آشنایان تو را از خویش هم بیگانگی
شمارهٔ ۹۴۹
که دهم دل به غزالی و سرایم غزلی
شمارهٔ ۹۵۰
یا زنم از رخ خورشید مثالش مثلی
شمارهٔ ۹۵۱
می رفت در حقیقت حالش تاملی
شمارهٔ ۹۵۲
ز هر عقده ای عقل را مشکلی
شمارهٔ ۹۵۳
نماید از مژه مجنون روان کند سیلی
شمارهٔ ۹۵۴
از تشنه لبی بر سر هر چشمه چه نالی
شیر گفت آری ولیکن هم ببینجهد های انبیا و مؤمنین
شمارهٔ ۹۵۵
مرآت جمال ذوالجلالی
شمارهٔ ۹۵۶
ندیده از تو مشکین تر غزالی