گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۹۷۹
به خدا با همه بیرحمی خود رحم نمایی
شمارهٔ ۹۸۰
دل می فریبی جان می ربایی
شمارهٔ ۹۸۱
خلوت خاص است در بگشا درآی
شمارهٔ ۹۸۲
از غم عشق تو فریاد و فغانی داشتی
شمارهٔ ۹۸۳
من عاشق توام تو بگو یار کیستی
شمارهٔ ۹۸۴
خانه در باز و تو همچون مه ز روزن آمدی
گفت ای یاران مرا مهلت دهیدتا به مکرم از بلا بیرون جهید
شمارهٔ ۹۸۵
تا ز مقیمان آستان تو بودی
شمارهٔ ۹۸۶
کجا زین گونه رسوا گشته هر انجمن بودی
شمارهٔ ۹۸۷
ز شوق لاله رخی داغ بر جگر داری
شمارهٔ ۹۸۸
ز ناوک مژه صد نیش در کمین داری
شمارهٔ ۹۸۹
بر این جهان ننهی پا بر آن جهان نرسی
شمارهٔ ۹۹۰
درد تو مایه درمان کسی
شمارهٔ ۹۹۱
شد می گلگون مرا دور از لبت با خون یکی
شمارهٔ ۹۹۲
دل یکی تاراج کرده دین یکی
شمارهٔ ۹۹۳
آری بود ستاره هزاران و مه یکی
شمارهٔ ۹۹۴
پایمال آن بت چالاک بودی کاشکی
قوم گفتندش که ای خر گوش دارخویش را اندازه خرگوش دار
شمارهٔ ۹۹۵
که نیست در سر ما جز هوای ساغر می
شمارهٔ ۹۹۶
تو گلی ما همانک می دانی
شمارهٔ ۹۹۷
خوان خواری عشاق جگرخوار چه دانی
شمارهٔ ۹۹۸
جرم ما چیست که بر ساغر ما سنگ زنی
شمارهٔ ۹۹۹
گاهی به وصل خاطر من شادمانی کنی
شمارهٔ ۱۰۰۰
جان فرسوده ام از تیغ ستم رنجه کنی