گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۰۰۱
هم خانگی به مردم بیگانه می کنی
شمارهٔ ۱۰۰۲
درمان درد سینه فگاران نمی کنی
شمارهٔ ۱۰۰۳
از همه رو به خدا آر که آسوده شوی
شمارهٔ ۱۰۰۴
چاکم چو گل فکنده به دامان چه می روی
گفت ای یاران حقم الهام دادمر ضعیفی را قوی رایی فتاد
شمارهٔ ۱۰۰۵
بنما ز روی مهر چو مه گاه گاه روی
شمارهٔ ۱۰۰۶
وگر قصد ره مقصد ره تویی
شمارهٔ ۱۰۰۷
واقف آه و دم سرد سحرگاه تویی
شمارهٔ ۱۰۰۸
کیست سرو چمن آنجا که تویی
شمارهٔ ۱۰۰۹
نبود هیچ کس چنین که تویی
شمارهٔ ۱۰۱۰
هر که پیدا می شود از دور پندارم تویی
شمارهٔ ۱۰۱۱
از من بیدل طفیل دیگران یادش دهی
شمارهٔ ۱۰۱۲
چون دور ما رسد همه خون جگر دهی
شمارهٔ ۱۰۱۳
جانم به فدایت ز کجایی و چه نامی
شمارهٔ ۱۰۱۴
از جام تو بر خاتم عیش است نگینی
این سخن پایان ندارد هوش دارهوش سوی قصه خرگوش دار
شمارهٔ ۱۰۱۵
برق خرمن سوز عقل و هوش و صبر و جان شوی
شمارهٔ ۱
فرق مقیم فرش حریم تو عرش سا
شمارهٔ ۲
الصلا کز جان و دل نزل تو کردم الصلا
شمارهٔ ۳
مشکل ترین طلسم طلسم وجود ماست
شمارهٔ ۴
همیشه قامتم از بار دل چو طاق دوتاست
شمارهٔ ۵
سر در ره محمد و آل محمد است
شمارهٔ ۶
رخنه ها دان کش به دیوار حصار دین در است
شمارهٔ ۷
قبه والای او بالای چرخ اخضر است