گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
بیا ساقی آن تشنگی را بسنجپس از آرزوی دل ما مرنج
بسم اله الرحمن الرحیمموج نخست است ز بحر قدیم
ای همه عین تو و پاک از همهنقد وجود از تو و خاک از همه
ای تو بامرزش و آلوده ماوی تو بغمخواری و آسوده ما
ای طلب چشمه امید ماذوق فروش غم جاوید ما
بوسه اول که کلید اثرزد بدر گنج بدایع گهر
گفت پیغامبر مر آن بیمار راچون عیادت کرد یار زار را
ساعتی اندوده بنور عطاخلوتیان حرم کبریا
ای نفس طبع ادب سوز شونغمه زنی را گهر افروز شو
بلبل طبعم زند این نغمه بازکامدم اینک بچمن نغمه ساز
بود تو مقصود وجودست بسجز تو همه گفت و شنود است و بس
صبحدمی شعبده بازی که هستحلیه نیرنگ بناهید بست
ای گهر گنج ادب نام ماوی اثر رنج طلب نام ما
جوی طراز چمن بی ستونآن به بهشت غم شیرین درون
پیشتر از جلوه آثار جودکز جگر شمع نمی خواست دود
بود یکی انجمن آرای عشقرنج شمارنده سودای عشق
ای هوس آرای محبت شکنعافیت انگیز ملامت فکن
گفت پیغامبر مر آن بیمار رااین بگو کای سهل کن دشوار را
ای همه چون معصیت آلودگیعمر تو آلایش بیهودگی
عابدی از شمع هدی نور یابگشت شبی مرغ دلش صید خواب
انجمن آرای درون با یزیدمحفلی آراست بجمعی مرید
نیش قلم چون ره کاوش گرفتچشمه آثار تراوش گرفت
دید یکی باشه دراج قوتتافتن و بافتن عنکبوت
ای بصفا انجمن آرای حسنحسن ز رویت بتماشای حسن