گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
هست میزان عبارت از معیارپی تشخیص پایه و مقدار
ز ابتدای حدوث خود انسانتا به هنگام رفتنش ز جهان
آخرت جنت است یا نار استکشته ات یا گل است یا خار است
کامل افتد چو جوهر انسانبا نبی و ولی بود به عیان
سبب اختلاف در ادیانحسد است و عداوت و طغیان
مهبط وحی مصطفی فرمودکه مرا پیر کرد سوره هود
چونکه ایمان و کفر اقسام استدانش جمله شرط اسلام است
رو نهاد آن عاشق خونابه ریزدل طپان سوی بخارا گرم و تیز
ذکر مستضعفین در استثناشاهد است و به مدعاست گوا
هست بر فسق حمل کفر سزایترک حج را شمرده کفر خدای
ای نوازنده دل رنجوراز تو هر داغ یک نمکدان شور
سر همت فشانیی که بجاستدامن افشاندن از دنی دنیاست
یاد می آیدم ز عهد پدرروح الله روحه الاطهر
شکر لله که هفته ای مهلتیافتم از حیات کم فرصت
ای دل افسرده خروشت کجاستخامشی از زمزمه جوشت کجاست
ای رقمت سلسله بند وجوددر خط فرمان تو اقلیم جود
ای گهرافروز وجود از نخستاز تو کتاب الله معنی درست
شاهسوار صف هیجا علیواقف اسرار خفی و جلی
اندر آمد در بخارا شادمانپیش معشوق خود و دارالامان
خامه شبی صفحه طرازی گرفتجوهر اندیشه گدازی گرفت
فیض نخستین که فروغ وجودبرقع رخسار تجلی گشود
گفت من مستسقیم آبم کشدگرچه می دانم که هم آبم کشد
طوفان خون ز چشم جهان جوش می زندبر چرخ نخل ماتمیان دوش می زند
آگه ز بی وفایی اغیار گشته ایاز جام حسن مستی و هشیار گشته ای