گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
و هو مولانا مرتضی المدعو به ملامحسن از تلامذه فاضل صدرالحکما ملاصدرای شیرازی بوده و به مصاهرت آن جناب مفاخرت نموده همشیره زاده مولانا ضیاءالدین نورای کاشی است که معاصر شاه عباس ثانی بوده غرض آن جناب جامع بوده میان علوم عقلیه و نقلیه او را تألیفات است منجمله تفسیر صفی وصافی و مفاتیح و وافی و مهجة البیضا که در اخلاق نگاشته از اخلاق خویش نموداری گذاشته رساله موسوم به کلمات مکنونه و رساله اسرار الصلوة هم از اوستدر کاشان رحلت نموده اشعار بسیار دارند بدین چندبیت اکتفا رفتآنکه مست جانان نیست عارف ار بود عام است
اسمش میرزامحمد رضی و مشهور به شاه فاتح مولد و منشأ او رشت و در ملک هندوستان درگشت بود یک سال در دهلی مانده و بعد به عزم زیارت مکه معظمه مشرفه به جانب حج راند پس از طی منازل قاطعان طریق بر آن قافله ریخته دست قتل و غارت گشادند و حکیم را به عالم آخرت فرستادند چهار هزار بیت دیوان دارد از آن جناب استمطلب ما دیگرومقصودموسی دیگراست
خلف الصدق شیخ محمدلاهیجی است که صاحب شرح گلشن است وی به شیخ زاده لاهیجی معروف بوده و چندی خدمت شاه اسماعیل صفوی را نموده شاه مذکور او را به رسالت نزد محمدخان شیبانی فرستاده وی در آن مجلس داد فصاحت داده آخر عزلت گزیده و در سنه ۹۲۷ در شیراز فوت گردید اشعار خوب دارد این رباعیات از ایشان استگر چشم گشایم به جمال توخوش است
اسمش سید محمد ملقب به جامه باف اصلش از تربت حیدریه چون اغلب اشعارش رباعی است به میر رباعی مشهور شده به هندوستان رفته فوت گردید و کان ذلک فی سنه ۹۷۳ غرض از فضلای عهد خود بوده و حکیمانه حرکت می نموده این چند رباعی از اوستمنرباعیاته علیه الرحمة
و هو مولانا عبدالرزاق جامع علوم عقلی و نقلی و تلمیذ مولانا صدرای شیرازی گوهر مراد و شوارق از جمله تصانیف محققانه اوست و بر فصوص الحکم شیخ ابن عربی به فارسی شرحی نوشته در حکمت عقلی نادره زمان و وحید اوان خود بوده چهار و پنج هزار بیت دیوانش به نظر رسید این چند بیت او قلمی گردید رحمة الله علیهگفته ای بیدار باید عاشق دیدار ما
آن بزرگین گفت ای اخوان خیرما نه نر بودیم اندر نصح غیر
اسمش حکیم شاه فتح الله در حکمت و معرفت صاحب پایگاه معاصر و مجالس اکبرشاه وفاتش در هندوستان و فیضی دکنی با وی از دوستان این رباعی از اوستمی از خم معرفت چشیدن مشکل
وهو ابوعبدالله محمدبن حسن القرشی التمیمی البکری ازمعارف فضلا و حکماست و در فنون علوم قدرت داشته تصانیف بسیار دارد و به امام المتکلمین مشهور شده و اکثر عارفین در وی طعن کرده اند مفصل احوال وی در کتب ثبت است ولادتش در سنه ۵۴۴ وفاتش در سنه ۶۰۶ این اشعار منسوب به اوست و قلمی می شودعربیه
و هو حکیم علی بن محمد ترمدی از فحول حکما و عدول علمای زمان خویش بوده علی قلیخان لکزی متخلص به واله در تذکره خود احوال وی را ذکر نموده غرض این دو رباعی از اوستتسلیم به راه عشق جان یافتن است
و هو خواجه محمدبن محمود دهدار از فضلا و علمای روزگار رسالات و تصنیفات و شروح متعدده و متکثره دارد فقیر بعضی از آنها را مطالعه نموده حواشی محققانه نیز بر بعضی کتب و خطب نوشته منجمله شرح خطبة البیان و حاشیه رشحات و حاشیه نفحات و شرح گلشن راز غرض فاضلی درویش نهاد و حکیمی خوش اعتقاد بوده این رباعی از اوستمنظور یقین دو حالت است از اشیا
از سیاحان بوده و در زمان اکبرشاه درهندوستان توقف نموده شیخ فیضی دکنی به استادی وی معترف بوده و به کمالات عقلی متصف است از اشعار او نوشته می شودگر جانب مسجد گذرم ور طرف دیر
اسمش میرقوام الدین نصرالله در بدو حال ملازمت می نمود مگر بر پیرزنی حکمی نوشته بود و محصل پیرزن را آزار کرده گفت ای قوام الدین از خدا شرم نمی کنی که بر چون من عجوزه ظلم روا می داری این سخن بر دل وی اثر کرده دوات و قلم خود را در زیر سنگ شکسته تایب شد و رو به عبادت آوردو به خدمت مشایخ رسید صاحب مقام عالی گردید کتابی در طریقت تصنیف کرده مسمی به جنون المجانین است کلمات بدیع و سخنان غریب در آن مندرج است غرض معاصر شاهرخ میرزا و ولادتش در سنه ۷۳۴ و وفاتش در سنه ۸۳۰ بوده محمد عوفی با وی ملاقات نمود این رباعی از اوستآخر بکند فلک شمار من و تو
و هو حکیم کمال الدین زیاد از فحول حکمای زمان خود برتری داشته و همت بر انزوا و عزلت می گماشته همه اهل تذکره او را توصیف نموده و به فضایل ستوده اند از اوستاین عرصه که گفت خوش جهانی است
اسمش میرزا محمود گویند مؤمنی خوش اعتقادو فرزانه نهاد بودو در سنه ۱۱۰۰ رحلت نمود غرض مردی جلیل و این رباعی بر حالش دلیل استاز چهره عاشقانه ام زر بارد
و هو کمال الدین اسماعیل بن جمال الدین عبدالرزاق از مشاهیر شعر است و در اواسط عمر ترک و تجرید پیشه نمود و ارادتش به جناب شیخ شهاب الدین سهروردی به سرحد کمال بود به لباس فقر ملبس و با یاد خدا همنفس در خارج شهر اصفهان به دست لشکر مغول گرفتار گردید و بعد از زجر بسیار به مرتبه شهادت رسید فی سنه ۶۳۵ دیوانش مکرر دیده شده از اوستفی الموعظه
اسم سعیدش ملک سعید از فضلای خلخال و از شعرای صاحب حال علوم عقلی و نقلی را با تصوف جمع کرده از قال به حال رسیده و شراب معرفت چشیده مدتها در شیراز از خلق انزوا گزیده و به ذکر حق آرمیده اوقات را صرف کتب عرفانیه و حکمیه می نمود و در همانا رحلت فرموده این دو بیت و رباعیات از او نوشته شدکروبیان چو ناله من گوش می کنند
پادشاهی مست اندر بزم خوشمی گذشت آن یک فقیهی بر درش
و هو زبدة الحکماء و قدوة العرفاء مولانا کمال الدین حسین الواعظ فاضلی یگانه و عالمی مشهور زمانه به تحقیق در علوم نجوم و انشاء و فنون عربیه اعلم عهد خود بود به صوتی خوش و آهنگی دلکش خلایق را موعظه و نصیحت می نمود معانی آیات قرآنی و احادیث نبویهؐرا به عبارات لایقه و اشارات رایقه بیان می ساخت در هرات با مولانا جامی ملاقات کرد و مصاهرت جامی را پذیرفت و مولانا فخرالدین علی از او متولد شد غرض او را تصانیف نیکوست منجمله جواهر التفسیر و لب لباب کتاب مثنوی مولوی نیز از اوست و مواهب علیه هم ازکتب وی است در اخلاق نیز تصنیف دارد تفصیل حالات او در تواریخ مفصلا مسطور است مدتها در نیشابور موعظه می کرده و واعظ بوده و این بیت از آن جناب استچون که خوشی های دهر باقی و پاینده نیست
از مجردان زمان و از سیاحان اوان خود بوده و سیاحت ممالک ایران و هندوستان نموده در هندوستان وفات یافت و به جنت شتافت این رباعی از اوستشد عارف و عامی همه را عار از من
از مشایخ زمان واز عقلای نکته دان عهد خود بوده علیقلی خان لکزی این رباعی را به نام وی قلمی نموده زیاده بر این از حالش اطلاعی به هم نرسیدباید غم عشق او ترا خو باشد
نسبش به سلطان سنجر سلجوقی می رسد از فضلاء و حکماء و عرفا بوده خود می گویدگر نسبتم به سنجر و سلجوق می کنند
از اماجد فضلا و از اکابر علمای عالی مقداربود عمادالدین زنگی دیوان انشاء و سر رشته خود را به وی تفویض فرمود آخر به ترک خدمت دیوان و قربت سلطان مذکور گفته و طریقه فقرو فنا پذیرفته در زاویه عزلت منزوی وناهج اخروی شد خوارزمشاه و ملک مازندران به وی اظهار اخلاص می نمودند تیمنا این رباعی از او نوشته شدرو در صف دوستان ما باش مترس
و هو رکن الدین مسعود بن نظام الدین علی است اجدادش از شیراز به کاشان رفتند او در کاشان متولد شد غرض از فضلا و حکمای عهد خود بودو به غیرت مشهور است چنانکه به اندک بی التفاتی که از شاه عباس ماضی دید از شاه رنجید و این مطلع گفته به هندوستان رفتگر فلک یک صبحدم بامن گران باشدسرش
اسمش محب علی اصلش از برلاس مولدش تته موطنش سند معاصر اکبرشاه و جهانگیر شاه و از محققان آگاه مشربش عارفانه و اشعارش موحدانه استچون آینه ام هست همه چیز ولیکن