گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
و ازین طایفه بود ابوبکر دلف بن جحدر الشبلی رحمة الله علیه بغدادی بود و از آنجا بزرگ شده بود و اصل وی از اسروشنه بود و صحبت جنید کرده بود و پیران کی اندر عصر او بودند و یگانۀ روزگار بود بحال و ظرافت و علم مالکی مذهب بود و هشتاد و هفت سال عمر او بود و وفاة او اندر سنه اربع و ثلثین و ثلثمایه بود و تربت وی اندر بغداد استچون شبلی توبه کرد اندر مجلس خیرالنساج بدماوند آمد و گفت من اینجا امیر بوده ام و مرا بحل کنید و اندر بدایت مجاهدتی بر دست گرفت از حد برتر
و از ایشان بود ابومحمد عبدالله بن محمدالمرتعش رحمة الله علیه نشابوری بود از محلت حیره و گویند از ملقاباد بود و صحبت ابوحفص و ابوعثمان کرده بود و جنید را دیده بود کار او بزرگ بود و اندر مسجد شونیزیه بنشستی و وفاة او ببغداد بود اندر سنه ثمان و عشرین و ثلثمایهمرتعش گوید ارادة بازداشتن تن است از مرادهاء او و بازگشتن بامرهای خدای و رضادادن بر آنچه بر وی همی رود از واردات قضا
و از ایشان بود ابوعلی احمدبن محمدالرودباری رحمة الله علیه بغدادی بود و بمصر مقیم بود و وفاة وی آنجا بود اندر سنۀ نیف و عشرین و ثلثمایه صحبت جنید و نوری و ابن جلا و این طبقه کرده بود و ظریفترین پیران بودابوالقاسم دمشقی گوید ابوعلی رودباری را پرسیدند که چگویی اگر کسی ازین ملاهی سماع کند و گوید مرا این حلالست که من بدرجۀ رسیده ام که اختلاف احوال اندر من اثر نکند گفت آری برسید ولکن بدوزخ
و ازین طایفه بود ابومحمد عبدالله بن منازل رحمة الله علیه پیر ملامتیان بود یگانۀ وقت خویش بود و صحبت حمدون قصار کرده بود و عالم بود و حدیث بسیار نبشته بود و وفات او بنشابور بود اندر سنه تسع و عشرین یا ثلثین و ثلثمایه بود عبدالله منازل گوید هیچکس فریضۀ ضایع نکند از فریضها الا که مبتلا گردد بضایع کردن سنتها و هر کی بترک سنت مبتلا گردد زود بود که ببدعت مبتلا گردداحمدبن عیسی گوید که عبدالله منازل گوید که فاضلترین وقتهای تو آنست که از خواطر و وسواس نفس رسته باشی و وقتی کی مردمان از ظن بد تو رسته باشند
و ازین طایفه بود ابوعلی محمدبن عبدالوهاب الثقفی امام وقت بود و صحبت ابوحفص کرده بود و آن حمدون قصار و تصوف به وی آشکار شد بنشابور و وفاة او اندر سنه ثمان و عشرین و ثلثمایه بودمنصوربن عبدالله گوید که ابوعلی ثقفی گفت اگر مردی همه علمها حاصل کند و طریقتهاء مردان بداند بجایگاه مردان نرسد مگر بریاضت از پیری یا امامی یا مؤدبی نصیحت کننده و هر کی ادب از استادی فرا نگرفته باشد کی عیبهای وی بازو نماید و رعونتهای نفس بدو اقتدا کردن روا نبود اندر درست کردن معاملات
و ازین طایفه بود ابوالخیر الاقطع رحمة الله علیه باصل مغربی بود بتینات بودی و ویرا کرامات بودی و فراستی نیز داشتی و حال او بزرگ بود و وفاة او اندر سنۀ نیف و اربعین و ثلثمانیه بودابوالخیر گوید هیچکس بحالی شریف نرسد مگر بر موافقت قرارگرفتن و آداب را بجای آوردن و فریضها بگزاردن و و با نیکان صحبت کردن
و از ایشان بود ابوبکر محمدبن علی الکتانی رحمة الله علیه باصل بغدادی بود و صحبت جنید و خراز و نوری کرده بود و بمکه مجاور بود تا آنگاه که فرمان یافت و وفاة او اندر سنۀ اثنین و عشرین و ثلثمایه بودابوبکر رازی گوید کتانی اندر پیری نگریست سر و موی و روی وی جمله سپید شده و سؤال میکرد و گفت این پیر حق خدای اندر جوانی ضایع کرده است خدای تعالی اندر پیری او را ضایع گذاشتست
و از ایشان بود ابویعقوب اسحق بن محمدالنهرجوری صحبت ابوعمر و مکی کرده بود و آن بو یعقوب سوسی و جنید و پیران دیگر بمکه مجاور بود و وفاة او هم آنجا بود اندر سنه ثلثین و ثلثمایهابوالحسین احمدبن علی گوید نهرجوری گفت دنیا دریایی است و کنارۀ او آخرتست و کشتی اندرو تقویست و مردمان همه سفری اند
سر نامه نام جهاندار پاکبر ارنده رستنی ها ز خاک
و ازین طایفه بود ابوالحسن علی بن محمدالمزین بغدادی بود از اصحاب سهل بن عبدالله و جنید و طبقۀ وقت ایشان بمکه مجاور بود و وفات وی آنجا بود اندر سنۀ ثمان و عشرین و ثلثمایه با ورع و بزرگ بودابوبکر رازی گوید کی مزین گفت گناه از پس گناه عقوبت گناه بود و نیکویی از پس نیکویی ثواب نیکویی بود
و از ایشان بود ابوعلی بن الکاتب نام وی الحسن بن احمد صحبت ابوعلی رودباری و ابوبکر مصری و پیران دیگر کرده بود و بزرگ بود اندر حال خویش و وفاة او اندر سنه نیف و اربعین و ثلثمایه بودابن کاتب گوید معتزله خواستند کی خدایرا منزه گویند از جهت عقل و بخطا افتادند و صوفیان از طریق علم تنزیه خدای گفتند و مصیب بودند
و از ایشان بود مظفرقرمیسینی از پیران کوهستان بود و صحبت عبدالله خراز و پیران دیگر کرده بودمظفر قرمیسنی گوید روزه بر سه گونه باشد روزۀ روح بود بکوتاهی امل و روزۀ عقل بود بمخالفت هوا و روزۀ نفس بود بازایستادن از طعام و محارمها
و از ایشان بود ابوبکر عبدالله بن طاهر الابهری از اقران شبلی بود و از پیران کوهستان صحبت یوسف بن الحسین کرده بود و پیران دیگر وفاة او اندر سنۀ ثلثین و ثلثمایه بودمنصور عبدالله گوید ابوبکر طاهر گفت از حکم درویش آنست کی او را رغبت نبود پس اگر بود و چاره نباشد رغبت وی از کفایت فراتر نشود
و از ایشان بود ابوالحسین بن بنان رحمة الله علیه نسبت بابوسعید خراز کردی از بزرگان و پیران مصر بودابن بنان گوید هر صوفی کی اندوه روزی در دل دارد ویرا کسب اولی تر
و از ایشان بود ابواسحق ابراهیم بن شیبان القرمیسینی رحمة الله علیه پیر وقت خویش بود و صحبت ابوعبدالله مغربی کرده بود و صحبت خواص و پیران دیگرابراهیم شیبان گوید هر کی خواهد که از جملۀ بطالان بود گو رخصت را ملازم گیر
و از ایشان بود ابوبکرالحسین بن علی بن یزدانیار رحمة الله علیه از ارمنیه بود و ویرا اندر تصوف طریقتی بود مخصوص به وی و عالم بود و بعضی را از عراقیان منکر بودی اندر اطلاقهای لفظ ایشانابن یزدانیار گوید نگر طمع دوستی خدای نکنی با دوستی فضول و نگر طمع انس نکنی با خدای و تو انس مردمان دوست داری و نگر طمع منزلت نکنی نزدیک خدای با دوستی منزلت نزدیک مردمان
و از ایشان بود ابوسعیدبن الاعرابی نام وی احمدبن محمدبن زیادالبصری بود و بحرم مجاور بود و وفاة او آنجا بود اندر سنه احدی و اربعین و ثلثمایه و صحبت جنید و عمروبن عثمان مکی کرده بود و نوری و پیران دیگرابن الاعرابی گوید کی زیان کارترین زیان کاران آنست کی عمل نیکو خویش مردمانرا ظاهر کند و بمبارزت بیرون آید بگناه با آنک به وی نزدیک ترست از رگ جان
و ازین طایفه بود ابوعمرو محمدبن ابراهیم الزجاجی النیسابوری مجاور مکه بود و وفاة او اندر سنه ثمان و اربعین و ثلثمایه بودابو عمروبن نجید گوید کی ابوعمرو زجاجی را پرسیدند که چرا چندان تغیر اندر تو پیدا آید بوقت تکبیر احرام فریضها گفت زیرا که من افتتاح فریضه بخلاف صدق همی کنم هر که گوید الله اکبر و اندر دل وی چیزی بود بزرگتر از وی یا چیزی بزرگ داشته بود بروزگار گذشته بزبان خویش خود را دروغ زن کرده باشد
و از ایشان بود ابومحمد جعفربن محمدبن نصیر و مولود وی ببغداد بوده و آنجا بزرگ شد و صحبت جنید کرده بود و با وی نشستی و صحبت نوری کرده بود و آن رویم و سمنون و صحبت طبقۀ عصر ایشان و وفاة او اندر سنه ثمان و اربعین و ثلثمایه بودجعفر گوید بنده لذت معاملة نیابد با لذت نفس زیرا که اهل حقایق علایقها ببریدند کی ایشانرا از رتبتهاء بزرگ بازداشتی
بیا ساقی از باده بردار بندبپیمای پیمودن باد چند
و از ایشان بود ابوالعباس السیاری رحمة الله علیه و نام او القاسم بن القاسم از مرو بود و صحبت واسطی کرده بود و شاگردی او اندر علم این طایفه و عالم بود وفاة او اندر سنه اثنی و اربعین و ثلثمایه بودابوالعباس را پرسیدند کی مرید بچه ریاضت کند خویشتن را گفت بصبر کردن بر امرها و از مناهی بازایستادن و صحبت صالحان کردن و خدمت درویشان
و از ایشان بود ابومحمد عبدالله بن محمدالرازی رحمة الله علیه مولود وی بنشابور بود و از یاران ابوعثمان حیری و یوسف بن الحسین و رویم و سمنون و پیران دیگر بود وفات او اندر سنۀ ثلث و خمسین و ثلثمایه بودمحمدبن الحسین گوید کی از عبدالله رازی شنیدم کی پرسیدند از او چون است کی مردمان عیبهاء خویش دانند و با صواب نگردند گفت زیرا که مردمان بمباهات علم مشغولند نه بعمل علم و بآراستن ظاهر و دست بداشتن آداب باطن خدای عزوجل دلهاء ایشان کور بکردست و جوارح ایشان بند برنهاده است از عبادة
و از این طایفه بود ابوعمرو اسماعیل بن نجید رحمة الله علیه صحبت ابوعثمان کرده بود و جنید را دیده بود و حال او بزرگ بود آخر کسی بود که فرمان یافت از یاران ابوعثمان وفاة او اندر سنۀ ست و ستین و ثلثمایه بودابوعمروبن نجید گوید هر حال کی آن نتیجۀ علم نباشد زیان او بر صاحب آن از نفع بیشتر بود
و ازین طایفه بود ابوالحسن علی بن احمدبن سهل البوشنجی رحمة الله علیه یکی بود از جوانمردان خراسان ابوعثمانرا و ابن عطا و جریری و ابوعمرو دمشقی را دیده بود وفاة او اندر سنه ثمان و اربعین و ثلثمایه بودبوشنجی را پرسیدند که مروت چیست گفت دست بداشتن از آنچه بر تو حرام است با کرام الکاتبین